|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای سازگاری
ناهید محمدی، نرگس خیرالهی، سمیه حقیقت، قدرت اله روشنایی، دوره 6، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سازگاری فردی و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به نارسایی قلبی انجام شد.
زمینه. پیامد اصلی نارسایی قلبی اختلال در توانایی بیمار و ایجاد محدودیت در وظایف شغلی، خانوادگی و اجتماعی وی است. به دلیل ماهیت مزمن، پیشرونده و غیرقابل برگشت نارسایی قلبی، هدف درمان و مراقبت، بهبود کیفیت زندگی است. عوامل متعددی در بهبود کیفیت زندگی این افراد نقش دارند.
روش کار.این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود که در سال 1394 بر روی 200 فرد مبتلا به نارسایی مزمن قلبی مراجعه کننده به مرکز فوق تخصصی قلب اکباتان در شهر همدان، با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انجام شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ویژگی های دموگرافیک، پرسشنامه سازگاری فردی بل و پرسشنامه کیفیت زندگی مک نیو بود. داده ها به روش مصاحبه حضوری جمع آوری و سپس در نرم افزار SPSSنسخه 19 با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد.
یافته ها. میانگین سن نمونه های پژوهش، 63/68 سال با انحراف معیار 12/07 بود. میانگین نمرات سازگاری، 76/16 با انحراف معیار 6/81؛ میانگین نمره کل کیفیت زندگی، 126/85 با انحراف معیار 20/45 بود و 57/6 درصد نمونه های پژوهش از نظر کیفیت زندگی در سطح خوب قرار داشتند.بر اساس آزمون همبستگی پیرسون، تنها ارتباط بین حیطه جنسی کیفیت زندگی و سازگاری فردی دارای ارتباط آماری معنی دار و معکوس بود (0/65-r= و 0/01p=). با توجه به این که نمره سازگاری بالا در ابزار مورد استفاده نشان دهنده سازگاری کمتر است، این نتیجه نشان می دهد که سازگاری کمتر با کیفیت زندگی پایین تر در حیطه جنسی ارتباط دارد.
نتیجه گیری. افزایش میزان سازگاری منجر به افزایش کیفیت زندگی افراد مبتلا به نارسایی قلبی در حیطه جنسی می شود. تاکید بر اقدامات مراقبتی که منجر به ارتقای سازگاری فرد می شود می تواند کیفیت زندگی در بعد جنسی را بهبود بخشد.
محمدعلی بشارت، سمیه رامش، حسین نوق، دوره 6، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده
خلاصه
هدف. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نگرانی، نشخوار خشم و تنهایی اجتماعی در پیشبینی سازگاری با بیماری قلبی انجام شد.
زمینه. سازگاری با بیماری قلبی، به عنوان تجربهای استرسزا، فرآیندی دشوار است و مشکلات جدی برای فرد مبتلا ایجاد میکند.
روش کار. تعداد 327 فرد مبتلا به تنگی عروق کرونر (138 زن و 189 مرد) در این پژوهش شرکت کردند. شرکتکنندگان در پژوهش، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ)، مقیاس نشخوار خشم (ARS)، مقیاس تنهایی اجتماعی (SLS) و مقیاس سازگاری با بیماری (AIS) را تکمیل کردند. برای تحلیل دادهها از آزمون آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد.
یافته ها. نگرانی، نشخوار خشم و تنهایی اجتماعی با سازگاری با بیماری قلبی دارای همبستگی منفی معنادار هستند؛ بدین معنی که با افزایش نگرانی، نشخوار خشم و تنهایی اجتماعی، سازگاری با بیماری قلبی کاهش مییابد. در تحلیل رگرسیون از سه متغیر تحلیل شده، دو متغیر نگرانی و تنهایی اجتماعی توان پیش بینی سازگاری با بیماری قلبی را داشتند و نشخوار خشم چنین توانی را نداشت؛ به طوری که نگرانی، 35 درصد و نگرانی به همراه تنهایی اجتماعی، 41 درصد از واریانس سازگاری با بیماری قلبی را تبیین کردند (01/0p<).
نتیجه گیری. بر اساس یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که توجه به نقش نگرانی و تنهایی اجتماعی در برنامههای پیشگیری مربوط به سلامت یک ضرورت است. در سطح درمان بیماریها، همزمان با درمانهای معمول طبی، هدف قرار دادن نگرانی و تنهایی اجتماعی در مداخلات روانشناختی نیز ضرورت دارد.
دکتر علیرضا مرادی، دکتر جعفر حسنی، دکتر محمود برجعلی، دکتر بیانه عبدالله زاده، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
مقدمه. هدف پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری با بیماری در افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی بر اساس بهزیستی روانشناختی با نقش تعدیل کنندگی باورهای سلامت بود.
زمینه. باورهای بیماری به طور مستقیم با سازگاری و رفتار فرد ارتباط دارد و نتیجه این سازگاری، بر ادراک بیمار از ناتوانی و کیفیت زندگی تاثیر دارد. ارزیابی و درک موثر بیماری، درک توانایی فرد برای نشان دادن رفتارهای سازگاری و برآورد موفقیت هایش در تنظیم علایم بیماری و به دنبال آن، جستجوی بهزیستی روانی را به همراه دارد.
روش کار. پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی بود. تعداد 300 نفر از افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی مراجعه کننده به مرکز درمانی شهید دکتر قلی پور شهر بوکان به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و وارد پژوهش شدند. معیارهای ورود به مطالعه شامل ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، داشتن سواد حداقل در سطح سیکل، عدم ابتلا به بیماری حاد جسمی دیگری غیر از بیماری قلبی عروقی، عدم ابتلا بیماری حاد روانی، و تمایل به شرکت در مطالعه بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای سلامت، مقیاس سازگاری روانی با بیماری و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی استفاده شد.
یافته ها. در افراد مبتلا به بیماری قلبیعروقی، سازگاری با بیماری با بهزیستی روانشناختی و باورهای سلامتی دارای رابطه مثبت معنادار بود (0/01P≤). بهزیستی روانشناختی و باورهای سلامتی قابلیت پیش بینی سازگاری با بیماری را داشتند و باورهای سلامتی در رابطه بین بهزیستی روانشناختی و سازگاری با بیماری دارای نقش تعدیل کننده بود.
نتیجه گیری. در افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی، بهزیستی روانشناختی و باورهای سلامتی پیشبین سازگاری با بیماری هستند و باورهای سلامتی میتواند رابطه بهزیستی روانشناختی و سازگاری با بیماری را تعدیل کند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|