|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
معصومه شرافتی، الهام نواب، خاطره سیلانی، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه به بررسی نقش پرستاران در مدیریت درمان بیماران دچار آنفارکتوس میوکارد همراه با بالا رفتن قطعه ST (STEMI) می پردازد.
زمینه. انفارکتوس حاد میوکارد شدیدترین نوع بیماری عروق کرونر است که بهدلیل انسداد عروق کرونر قلب رخ میدهد. اولویت درمان بیماران دچار آنفارکتوس میوکارد همراه با بالا رفتن قطعه ST (STEMI) درمان با روش مداخله عروق کرونر از راه پوست (PCI) است.
روش کار. در این مطالعه مروری، جستجوی متون به زبان انگلیسی با کلیدواژه های Primary PCI، Nursing process، STEMI، CAD، از طریق پایگاه های داده الکترونیکی PubMed، Cochrane Library، Scopus، و Google Scholar و جستجوی متون به زبان فارسی با کلیدواژه های آنژیوپلاستی اورژانسی، و مراقبت های پرستاری در انفاکتوس حاد میوکارد، در پایگاه های داده ای داخلی IranDoc، Magiran، و SID از سال 2018 تا 2024 جستجو شدند. در مجموع، از 120 مقاله بازیابیشده، 21 مورد بررسی و تحلیل شدند.
یافته ها. آنفارکتوس میوکارد همراه با بالا رفتن قطعه ST (STEMI) یکی از تظاهرات بحرانی و حاد بیماری قلبی عروقی است. درمان اصلی بیماری برقراری مجدد پرفیوژن میوکارد با مداخله عروق کرونر از راه پوست یا درمان با داروهای ترومبولیتیک است و مداخله عروق کرونر از راه پوست روش ترجیحی خونرسانی دوباره است. برای اجرای موفقیت آمیز پروتکل درمانی، همکاری کادر درمانی ضروری است و توانمندسازی پرستاران در خصوص پرستاری اورژانس و تریاژ بیماران قلبی؛ مراقبت های پرستاری قبل، حین، و بعد از مداخله عروق کرونر از راه پوست؛ اجرای صحیح پروتکل درمانی؛ پیشگیری از عوارض؛ و همینطور؛ آموزش بیماران در زمینه روشهای خودمراقبتی و اصلاح شیوه زندگی، پیشگیری ثانویه و تبعیت دارویی دارای اهمیت است.
نتیجه گیری. اقدامات پرستاری در مدیریت درمان بیماران مبتلا به آنفارکتوس میوکارد و کاهش عوارض و مرگ بسیار مهم است و باید دانش و عملکرد پرستاران بهروز شود تا کیفیت مراقبت های پرستاری بهبود و ایمنی بیماران افزایش یابد.
سمیه تاج الدینی، فتیحه کرمان ساروی، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
خلاصه
هدف. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر تله نرسینگ در مراقبت از بیماران مبتلا به نارسایی قلب انجام شد.
زمینه. نارسـایی قلـب یکـی از شـایعتریـن بیمـاریهـای قلبـی عروقـی اسـت کـه بـه عنـوان یـک اختلـال پیشـرونده و ناتـوانکننـده به شمار میرود. شـیوع ایـن بیمـاری بـه دلیـل افزایـش سـن جوامـع، پیشـرفت های اخیـر در درمـان انفارکتـوس میـوکارد و بیماریهـای مـادرزادی قلب، و کاهـش مرگ ومیر رو بـه افزایـش اسـت. در ایران تقریبا یک درصد افراد با سن بیشتر از 40 سال مبتلا به نارسایی قلب هستند. شیوع این بیماری با گذشت هر دهه از عمر، دو برابر میشود و به حدود 10 درصد در افراد بالای 70 سال میرسد. مطالعات نشان میدهند که برنامه های تخصصی مدیریت بیماری برای نارسایی مزمن قلبی میتواند بقای بیماران و کیفیت زندگی آنان را بهبود بخشد و نیاز به مراقبت های سلامتی را کاهش دهد. تلــه نرســینگ یکــی از مدل هــای موجــود اســت.
روش کار. مطالعه مروری حاضر به صورت مرور روایتی و با جستجوی مقالات با استفاده از کلیدواژه های مراقبت، نارسایی قلبی مزمن، پرستار، تله نرسینگ و کلمات انگلیسی معادل آنها شامل Chronic heart failure، Telenursing، Nurse، و Care در پایگاه های داده ای انگلیسی شامل Web of Science، PubMed، Google Scholar، و Scopus و پایگاه های داده ای فارسی شامل SID، و Magiran انجام گرفت و پس از بررسی عنوان و چکیده مقالات یافت شده با استفاده از ابزار (JBI) Joanna Briggs Institute توسط پژوهشگران، 10 مقاله در این مطالعه وارد شدند.
یافته ها. نتایج این مطالعه نشان داد که تله نرسینگ موجب کاهش بستری ناشی از نارسایی قلبی، کاهش موارد مرگ و بهبود کیفیت زندگی، بهبود آموزش و پیگیری پس از ترخیص در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی میشود. همچنین، تله نرسینگ موجب بهبود پیامدهای بیماری و کاهش هزینه های سلامت می گردد.
نتیجه گیری. با توجه به افزایش شیوع نارسایی قلبی در چندسال آینده و افزایش تقاضا برای مراقبت و چالش های ناشی از آن، توجه به تله نرسینگ به سیاستگذاران و تصمیم گیران عرصه سلامت توصیه میشود.
سمانه نیک چهره، منا علینژاد نائینی، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
خلاصه
هدف. هدف این مقاله مروری معرفی پدیده مجرای شریانی باز (PDA)، آسیبشناسی و اقدامات درمانی مراقبتی مربوط به آن برای پرستاران بخش مراقبت ویژه نوزادان است.
زمینه. مجرای شریانی باز یکی از بیماری های تکاملی قلب است. مجرای شریانی مسیری است که در دوران جنینی شریان ریوی چپ را به آئورت نزولی ارتباط میدهد. این مجرا در نوزادان طی چند دقیقه تا چند روز پس از تولد بسته میشود. گذار از زندگی داخل رحمی به زندگی خارج رحمی نیازمند تغییرات بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی و آناتومی هماهنگ و پیچیدهای است که برای نوزادان نارس و دارای بیماری های بدو تولد در بازه زمانی طولانی تری رخ میدهد. ارزیابی و مداخله سریع و به موقع تیم مراقبتی درمانی میتواند به گذار از این دوره مهم زندگی کمک نماید. آشنایی پرستاران مراقبت ویژه نوزادان با این پدیده میتواند کمک شایانی به مراقبت مفید از نوزادان با پدیده مجرای شریانی باز نماید.
روش کار. این مطالعه مروری با جستجوی نظام مند و متمرکز مقالات و متون چاپ شده در بازه زمانی سالهای 2008 تا 2024 میلادی در پایگاه های دادهای و موتورهای جستجو شامل PubMed، Scopus، Google Scholar، و Web of Science با استفاده از کلیدواژه های Patent ductus arteriosus، Infant، Neonatal intensive care unit، Nursing care، و Treatment و معادل فارسی آنها شامل مجرای شریانی باز، نوزاد، بخش مراقبتهای ویژه نوزادان، مراقبت پرستاری، و درمان صورت گرفت.
یافته ها. تعداد 12 مقاله و یک کتاب مورد استفاده قرار گرفت و یافته ها در قالب تعریف و پاتوفیزیولوژی مجرای شریانی باز، تشخیص ها، گزینه های درمانی، و مراقبت های پرستاری معرفی شدند.
نتیجه گیری: گذار جنین از رحم به زندگی خارج رحمی یکی از سازگاری های پویا و حیاتی در زندگی نوزادان، به ویژه نوزادان نارس است. با پایش جامع و ارزیابی بالینی ماهرانه میتوان پدیده مجرای شریانی باز در نوزادان را بهتر مدیریت کرد.
نیلوفر احمدی، مسعود رضایی، محمدرضا زارعی، شیما حقانی، فاطمه رشیدی، محمد عباسی، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تبیین پروتکل مطالعه ای برای تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر مدل ارتقای سلامت پندر بر کیفیت زندگی و تبعیت دارویی
در افراد مبتلا به نارسایی قلبی دارای دفیبریلاتور قابل کاشت انجام شد.
زمینه. یکی از عوارض شایع نارسایی قلبی مرگ ناگهانی قلبی ناشی از دیسریتمیها است. دفیبریلاتور قابل کاشت به عنوان درمانی موثر برای این مشکل شناخته میشود که با تشخیص ریتمهای خطرناک و اعمال شوک الکتریکی، ریتم قلب را به ریتم سینوسی طبیعی باز میگرداند. با وجود تاثیرات نجاتبخش این دستگاه، شوکهای ناشی از آن ممکن است تاثیرات منفی بر کیفیت زندگی بیماران داشته باشد. همچنین، عدم تبعیت دارویی همچنان یک چالش عمده است که منجر به شکست درمان، افزایش عوارض و هزینههای بالای مراقبتهای سلامتی میشود.
پرستاران با اجرای مدلهای آموزشی متنوع و راهبردهای بهداشتی میتوانند آگاهی، نگرش و رفتارهای سلامتی افراد را تحت تاثیر قرار دهند.
مدل ارتقای سلامت پندر مدلی است که با استفاده از تجربیات، احساسات، ادراکات و رفتارهای افراد، بهبود نتایج سلامت را هدف قرار میدهد.
روشها. گزارش حاضر پروتکل مطالعه ای از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی در انستیتو قلب و عروق شهید رجایی تهران است. بیماران مبتلا به نارسایی قلبی که تحت تعبیه دفیبریلاتور قابل کاشت قرار میگیرند، به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده خواهند شد.
هر دو گروه فرم رضایتنامه کتبی، فرم اطلاعات دموگرافیک ، پرسشنامه ”کیفیت زندگی بیماران قلبی مینهسوتا“ (MLHFQ) و پرسشنامه تبعیت دارویی موریسکی (MMAS-8) را تکمیل خواهند کرد. اعضای گروه مداخله علاوه بر برنامه آموزشی استاندارد ارائهشده هنگام ترخیص (پمفلت و آموزش توسط پرستار)، در یک جلسه حضوری ۴۵ دقیقهای در زمان ترخیص شرکت خواهند کرد. این جلسه شامل توضیح درباره تعداد و محتوای جلسات آموزشی و اهمیت حضور مداوم خواهد بود. سپس، پنج جلسه آموزشی ۳۰ دقیقهای به صورت مجازی و دو بار در هفته بر اساس الگوی ارتقای سلامت پندر برگزار خواهد شد. همچنین، پیگیری تلفنی هفتگی به مدت یک ماه جهت نظارت بر پایبندی به توصیهها و حل مشکلات احتمالی انجام میشود. گروه کنترل تنها برنامه آموزشی استاندارد بیمارستان را در زمان ترخیص دریافت خواهد کرد. در پایان مطالعه، پرسشنامه های کیفیت زندگی و تبعیت دارویی دوباره توسط هر دو گروه تکمیل خواهند شد.
یاسر سعید، عباس عبادی، حسین محمدی روشن، سید محمد سعید غیاثی، محمد حسن کلانتر، سید سید طیب مرادیان، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
هدف. پژوهش حاضر با هدف بررسی فراوانی عوارض پس از جراحی قلب باز در بازه زمانی بدو ورود بیمار به بخش تا سه روز پس از آن در بیمارستان قلب جماران در سالهای 1402-1401 انجام شد.
زمینه. با توجه به درمانهای انتخابی و پیشنهادی برای درمان بیماریهای قلبی عروقی، تعداد زیادی از بیماران تحت جراحی بایپس عروق کرونر و ترمیم یا تعویض دریچه قرار می گیرند. به تناسب فرآیند جراحی، عوارض قلبی و غیرقلبی متعددی برای این بیماران مطرح است.
روش کار. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی بود که در فاصله زمانی تیرماه 1401 تا خردادماه 1402 در شهر تهران در بیمارستان قلب جماران انجام شد. تعداد 254 بیمار کاندید جراحی قلب به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند و داده های مربوط به آنها از طریق فرم مشخصات جمعیت شناختی، فرم ثبت عوارض کوتاه مدت پس از جراحی قلب باز، و مقیاس عددی درد جمع آوری شد. بازه زمانی جمع آوری داده ها از لحظه ورود بیمار به بخش مراقبت های ویژه تا لحظه انتقال به بخش (سه روز) بود. دادههای جمع آوری شده در نرم افزاز SPSS نسخه 22 و با استفاده از آمار توصیفی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها. بیشتر بیماران مورد بررسی، جراحی دریچه یا جراحی ترکیبی دریچه و بایپس عروق کرونر (68/1 درصد) داشتند، مرد (62/3 درصد)، و دارای سابقه پرفشاری خون (60/5 درصد) بودند. میانگین سنی و کسر تخلیه ای بیماران به ترتیب، 60/4 سال و 48/4 درصد بود. در روز سوم جراحی، بیشترین فراوانی عوارض، مربوط به آتکتازی (18/9 درصد)، پلورال افیوژن (15 درصد)، و نیوموتوراکس (2/8 درصد) بود. بالاترین میانگین نمره درد، مربوط به زمان استفاده از اسپیرومتری تشویقی (3/74) و سرفه کردن (4/54) بود. از نظر دیسریتمی، بیشترین فراوانی مربوط به تاکیکاردی سینوسی (12/6 درصد) و فیبریلاسیون دهلیزی (9/6 درصد) بود.
نتیجه گیری. با توجه به فراوانی عوارض پس از جراحی قلب، برنامه ریزی هدفمند برای مدیریت این عوارض ضروری است. انجام مطالعات بیشتر با هدف علت شناسی و به تناسب، مدیریت عوامل خطر نیز پیشنهاد می شود.
دکتر علیرضا مرادی، دکتر جعفر حسنی، دکتر محمود برجعلی، دکتر بیانه عبدالله زاده، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
مقدمه. هدف پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری با بیماری در افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی بر اساس بهزیستی روانشناختی با نقش تعدیل کنندگی باورهای سلامت بود.
زمینه. باورهای بیماری به طور مستقیم با سازگاری و رفتار فرد ارتباط دارد و نتیجه این سازگاری، بر ادراک بیمار از ناتوانی و کیفیت زندگی تاثیر دارد. ارزیابی و درک موثر بیماری، درک توانایی فرد برای نشان دادن رفتارهای سازگاری و برآورد موفقیت هایش در تنظیم علایم بیماری و به دنبال آن، جستجوی بهزیستی روانی را به همراه دارد.
روش کار. پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی بود. تعداد 300 نفر از افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی مراجعه کننده به مرکز درمانی شهید دکتر قلی پور شهر بوکان به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و وارد پژوهش شدند. معیارهای ورود به مطالعه شامل ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، داشتن سواد حداقل در سطح سیکل، عدم ابتلا به بیماری حاد جسمی دیگری غیر از بیماری قلبی عروقی، عدم ابتلا بیماری حاد روانی، و تمایل به شرکت در مطالعه بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای سلامت، مقیاس سازگاری روانی با بیماری و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی استفاده شد.
یافته ها. در افراد مبتلا به بیماری قلبیعروقی، سازگاری با بیماری با بهزیستی روانشناختی و باورهای سلامتی دارای رابطه مثبت معنادار بود (0/01P≤). بهزیستی روانشناختی و باورهای سلامتی قابلیت پیش بینی سازگاری با بیماری را داشتند و باورهای سلامتی در رابطه بین بهزیستی روانشناختی و سازگاری با بیماری دارای نقش تعدیل کننده بود.
نتیجه گیری. در افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی، بهزیستی روانشناختی و باورهای سلامتی پیشبین سازگاری با بیماری هستند و باورهای سلامتی میتواند رابطه بهزیستی روانشناختی و سازگاری با بیماری را تعدیل کند.
سارا حکیمزاده، حمید پیروی، سیده عصمت حسینی، حمید حقانی، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
هدف. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط رضایتمندی از مراقبتهای پرستاری با آمادگی ترخیص در سالمندان پس از عمل جراحی قلب در مرکز آموزشی، تحقیقاتی و درمانی قلب و عروق شهید رجایی تهران بود.
زمینه. رضایت از مراقبتهای پرستاری و آمادگی برای ترخیص از بیمارستان از شاخصهای اصلی کیفیت خدمات سلامت هستند. با توجه به افزایش جمعیت سالمندان و شیوع بالای بیماریهای قلبی، اهمیت ارزیابی این دو متغیر در بیماران جراحی قلب بیشتر احساس میشود.
روشکار. پژوهش حاضر مطالعهای توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی بود که بر روی 300 بیمار سالمند بستری پس از عمل جراحی قلب انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، مقیاس رضایت از مراقبت پرستاری نیوکاسل (NSNS) و مقیاس آمادگی برای ترخیص (RHDS) بود. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آمار توصیفی وآزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد.
یافتهها. میانگین نمره رضایت از مراقبتهای پرستاری، 22/53 با انحراف معیار 4/8 بود که با توجه به اینکه نمره کسب شده از حد مطلوب در نظر گرفتهشده بالاتر بوده نشاندهنده وضعیت مطلوب و رضایت بیماران از مراقبتهای پرستاری است. میانگین نمره آمادگی برای ترخیص، 4/67 با انحراف معیار 1/98 بود و 249 نفر (83 درصد) نمره کمتر از 7 دریافت کردند که نشاندهنده آمادگی کم آنها برای ترخیص است. بین رضایت از مراقبتهای پرستاری و آمادگی برای ترخیص همبستگی مثبت و معنیداری وجود داشت (0/0001P≤، 0/46r=). جنسیت و سطح تحصیلات با رضایت از مراقبتهای پرستاری، و همچنین، سطح درآمد با آمادگی برای ترخیص رابطه معنیداری داشتند.
نتیجهگیری. یافتهها نشان داد که رضایت بیماران از مراقبتهای پرستاری با میزان آمادگی آنان برای ترخیص مرتبط است. توجه به آموزشهای حین ترخیص، بهبود تعامل پرستار و بیمار و ارتقای کیفیت مراقبتهای پرستاری میتواند موجب افزایش آمادگی سالمندان برای ترخیص شود.
احسان خلیلی پور، رضا کیانی، مهدی دلیری رضاقلی قشلاقی، منا یداللهی، حمیده خصالی، راحله کاویانی، آزاده افضلنیا، فرزاد کمالی، مریم حاجی ملاعلی، سارا طیبی حسنپور، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
هدف. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر تابآوری پرستاران شاغل در بخشهای مراقبت ویژه در ایران انجام شد.
زمینه. تابآوری به عنوان توانایی افراد برای مقاومت، سازگاری و بازیابی از شوکها و استرسها، ضمن حفظ عملکردها تعریف میشود. این مفهوم تحت تاثیر ویژگیهای فردی مانند امید، خوشبینی، و راهبردهای مقابلهای، و عوامل اجتماعی و محیطی نظیر حمایت اجتماعی، انسجام جامعه و حکمرانی موثر، که در شکلگیری تابآوری نقش کلیدی ایفا میکنند، قرار دارد.
روش کار. در این مطالعه مروری از کلیدواژه های تابآوری، پرستاران و بخش مراقبت های ویژه، و معادل انگلیسی آنها استفاده شد. پایگاههای دادهای فارسی شامل SID، MagIran، IranMedex و پایگاه نشریات علمی دانشگاههای علوم پزشکی کشور، و همچنین، پایگاههای بینالمللی شامل PubMed، Scopus وWeb of Science و موتور جستوجویGoogle Scholar مورد استفاده قرار گرفتند. در نهایت، تعداد 20 مقاله در این مطالعه وارد مرحله بررسی شدند.
یافته ها. تابآوری در پرستاران بخشهای مراقبت ویژه یک سازه حیاتی است که تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد. برای بهبود تابآوری پرستاران، مداخلات باید جامع باشند و هر دو دسته عوامل فردی و سازمانی را هدف قرار دهند.
نتیجه گیری. ارزیابی منظم سطح تابآوری پرستاران و پایش اثربخشی مداخلات از طریق پژوهشهای کیفی و کمی مستمر، برای اطمینان از انطباق راهبردها با نیازهای متغیر این گروه از کادر درمان ضروری است. این رویکرد، نه تنها به بهبود سلامت روان پرستاران کمک میکند، بلکه به طور مستقیم به ارتقای کیفیت مراقبتهای سلامتی و پایداری نیروی کار پرستاری در آینده منجر خواهد شد.
فرزانه فرزادنیا، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
هدف. هدف این مرور نظاممند، شناسایی و تحلیل عوامل سبک زندگی موثر در پیشگیری از بیماریهای قلبی عروقی در سالمندان و ارزیابی اثر ترکیبی رژیم غذایی، فعالیت بدنی، اجتناب از دخانیات و کنترل شاخصهای بدنی بود.
زمینه. بیماریهای قلبی عروقی از مهمترین علل مرگ و ناتوانی در سالمندان هستند و تغییرات سبک زندگی به عنوان مداخلات پیشگیرانه کمهزینه و مؤثر شناخته میشوند. درک اثرات ترکیبی این عوامل میتواند در طراحی برنامههای سلامت عمومی و بالینی راهگشا باشد.
روش کار. این مطالعه یک مرور نظاممند بر اساس دستورالعمل PRISMA 2020 بود. مطالعات منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ درباره پیشگیری از بیماریهای قلبیعروقی در افراد بالاتر از ۶۰ سال از پایگاههای فارسی و بینالمللی SID، MagIran، IranMedex، PubMed، Scopus، و Web of Science جستجو شد. مطالعات واجد شرایط شامل پژوهشهای اصیل (مقطعی، کوهورت و کارآزمایی بالینی) به زبان فارسی یا انگلیسی بودند. استخراج دادهها و ارزیابی کیفیت بهصورت نظاممند انجام شد و در نهایت، ۲۲ مطالعه وارد تحلیل نهایی گردید.
یافته ها. شواهد نشان دادند که رژیم غذایی سالم و غنی از مواد مغذی، فعالیت بدنی بیشتر از 150 دقیقه در هفته، اجتناب از دخانیات و کنترل شاخص توده بدنی بهطور همزمان باعث کاهش قابل توجه عوامل خطر بروز بیماریهای قلبی عروقی میشوند. پایبندی به رژیم مدیترانهای یا رژیمهای گیاهی منجر به کاهش شاخصهای متابولیک، LDL-C وHbA1c شد. فعالیت بدنی منظم اثر سینرژیک با رژیم غذایی سالم و اجتناب از دخانیات داشت و کاهش خطر حمله قلبی مشاهده شد. همچنین، مداخلات سبک زندگی در افراد پیشدیابت یا دارای ریسک متابولیک بالا، پیشرفت اختلالات متابولیک و بروز دیابت نوع ۲ را کند کرد.
نتیجه گیری. ترویج و پایبندی به سبک زندگی سالم، شامل رژیم غذایی مناسب، فعالیت بدنی منظم، اجتناب از دخانیات و کنترل شاخص توده بدنی، یک راهبرد موثر برای پیشگیری اولیه و ثانویه از بیماریهای قلبی عروقی در سالمندان است. اجرای برنامههای جامع و چندبعدی سبک زندگی نه تنها سلامت فردی را ارتقاء میدهد، بلکه بار اقتصادی و اجتماعی بیماریهای قلبی عروقی را کاهش میدهد و کیفیت زندگی سالمندان را بهبود میبخشد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|