[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
ارسال الکترونیکی مقاله::
برای داوران::
عضویت در انجمن::
تماس با ما::
ابزار های تحقیقات ::
::
تماس با نشریه

AWT IMAGE

صندوق پستی: 1569-14665

تلفاکس: 23922270-021

تلفن: 6-22663165-021

آدرس پایگاه الکترونیکی: http://journal.icns.org.ir

آدرس‌ پست الکترونیکی انجمن: info@icns.org.ir

آدرس پست الکترونیکی نشریه: journal@icns.org.ir

نشانی مجله: تهران، خیابان ولیعصر، ابتدای بزرگراه نیایش، بیمارستان قلب شهید رجایی- ساختمان انجمن های علمی، طبقه دوم، انجمن علمی پرستاری قلب و عروق ایران

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..

AWT IMAGE

:: جستجو در مقالات منتشر شده ::

شیوا خالق پرست، مهناز مایل افشار، مجید ملکی، نسیم نادری، بهروز قنبری، شیرین حسینی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

خلاصه
هدف. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر اجرای الگوی نظارت بالینی بر میزان ارائه آموزش به بیماران قلبی انجام شد.
زمینه. نظارت بالینی رابطه­ای متقابل بین پرستار و ناظر است که می تواند موجب توسعه مهارت های حرفه ای پرستار گردد.
روش کار. این مطالعه از نوع نیمه تجربی قبل-بعد بدون گروه کنترل است. روش نمونه گیری، احتمالی و به صورت طبقه بندی بود که با داشتن معیارهای ورود و خروج، تا رسیدن حجم نمونه به 300 نفر انجام شد. پژوهشگر با استفاده از فرم جمع آوری داده ها میزان آموزش های ارائه شده به بیماران توسط پرستاران و همچنین میزان ثبت آن در پرونده را ارزیابی و ثبت نمود. الگوی نظارت بالینی به عنوان مداخله این پژوهش، شامل برنامه ریزی، برگزاری جلسات ماهیانه با رابطین آموزش سلامت بخش­ها، ارائه آموزش­های طبقه بندی شده، اجرای نظارت بالینی روزانه، پیگیری­ها، مشخص نمودن نقاط ضعف پرستاران در حیطه ارائه آموزش به بیماران قلبی و انجام اقدامات اصلاحی به مدت یک سال به طور منظم و مستمر بود. سپس، پژوهشگر با استفاده از همان فرم، دوباره میزان آموزش های ارائه شده به بیماران توسط پرستاران و همچنین، میزان ثبت آن در پرونده را ارزیابی کرد و نتایج قبل و بعد از اجرای مداخله را با یکدیگر مقایسه نمود. داده­ها با استفاده از روش­های آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 19 تحلیل شد.
یافته ها. پس از اجرای الگوی نظارت بالینی، میزان آموزش های ارائه شده به بیماران توسط پرستاران، در ابتدای بستری، حین بستری و زمان ترخیص، نسبت به قبل از مداخله به طور معنی داری افزایش یافت (001/0p<). همچنین، یافته ها نشان داد که بیماران بعد از اجرای الگوی نظارت بالینی، از آموزش های دریافت شده رضایت بیشتری دارند (001/0p<).
نتیجه گیری. نظارت مستمر و منظم، بر روند اجرای آموزش به بیمار نقش به­سزایی دارد. با توجه به اهمیت آموزش به بیمار و نقش آن در بهبود وضعیت بیماری و ارتقای سلامتی، توصیه می شود برای پرستاران در زمینه آموزش به بیمار برنامه های مدیریتی و نظارتی در نظر گرفته شود.

آنولین اصلان، رویا خرمی، جلال رضایی، محمد گودرزی، زهرا عباسی دولت آبادی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف بررسی آخرین رویکردها و روش­های درمانی در پیشگیری و درمان ترومبوآمبولی وریدی در جراحی­های ارتوپدی انجام شد.
زمینه. ترومبوآمبولی وریدی از جمله عوارض رایج پس از جراحی­های بزرگ از جمله جراحی­های ارتوپدی است که می­توان از طریق درمان­های پیشگیرانه از بروز آن پیشگیری نمود.
یافته ­ها. خطر ترومبوآمبولی وریدی در طول جراحی، به ویژه جراحی­های ارتوپدی، که با عوارض و موارد مرگ قابل ملاحظه­ای همراه است افزایش زیادی داشته است. بدون پیشگیری، خطر ترومبوز وریدی و آمبولی ریوی افزایش چشمگیری خواهد داشت. ویژگی­های یک روش پیشگیری اولیه آن است که به آسانی مدیریت شود و بدون محدودیت و نیاز به مشاهدات آزمایشگاهی، ایمن و موثر واقع شود و مقرون ­به­ صرفه باشد.
نتیجه­ گیری. از معیارهای انتخاب یک عامل دارویی، علاوه بر عوارض جانبی آن و ترجیح بیمار، کارایی و ایمن بودن آن نیز است. استفاده از داروهای ضد انعقاد پروفیلاکسی در بیمارانی که تحت اعمال جراحی بزگ ارتوپدی قرار می­گیرند خطر ترومبوآمبولی وریدی را به­طور چشمگیری کاهش می­دهد، ولی به طور کامل برطرف نمیکند.

پویا فرخ نژاد افشار، پروین اشکانی راد، سارا حسینی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

خلاصه
هدف: این مطالعه با هدف بررسی نگرش پرستاران بخش­های مراقبت ویژه نسبت به موانع و رفتارهای حمایتی ارائه مراقبت پایان زندگی در مرکز قلب و عروق شهید رجایی انجام شد.
زمینه. مراقبت­های پایان زندگی از جمله وظایف مهم پرستاری در بخش­ مراقبت ویژه است. بررسی دیدگاه پرستاران درباره رفتارهای حمایتی برای بیماران در حال مرگ به شناسایی بهتر این رفتارها و موانع آنها منجر خواهد شد.
روش کار. مطالعه حاضر مطالعه­ای توصیفی مقطعی است که در آن، 160 پرستار شاغل در بخش­های مراقبت ویژه مرکز قلب و عروق شهید رجایی در سال 1395 به روش سرشماری انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از فرم جمع­آوری اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه استاندارد نظرسنجی ملی پرستاران مراقبت­های ویژه درباره مراقبت پایان زندگی (NSCCNR-EOL) استفاده شد. داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS  نسخه 22 تحلیل شدند.
یافته­ ها. مهمترین مانع در مراقبت پایان زندگی ”دوستان و خانواده­هایی که به طور مداوم از پرستار درخواست توضیح شرایط بیمار را دارند، به جای اینکه عضوی از خانواده بیمار جهت این امر تعیین شود“ بود که بالاترین نمره موانع (25) را دریافت نمود. در زمینه مراقبت حمایتی، ”جمع­آوری تمامی مدارک توسط منشی بخش جهت امضای خانواده قبل از ترک بخش“ بیشترین نمره (20) را دریافت کرد.
نتیجه ­گیری. بر اساس یافته ­های این پژوهش، از دیدگاه پرستاران، آموزش مناسب مراقبت پایان زندگی و مراقبت تسکینی به پرسنل کادر درمان، آموزش به خانواده­ها در مورد مسائل مرگ و مردن و توجه به مراقبت همه­جانبه از بیمار و خانواده آنها سبب بهبود مراقبت پایان زندگی از بیماران در حال مرگ می­شود.
 

مرضیه رضایی، شهرزاد غیاثوندیان، معصومه ذاکری مقدم،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تعیین و مقایسه درک پزشکان و پرستاران از مراقبت بیهوده انجام شد.
زمینه. مراقبت بیهوده، مجموعه اقدامات بدون ایجاد شانس منطقی و معقول برای سود رسانی به بیمار است. تعیین درک از مفهوم بیهودگی، در کاهش موقعیت‌های منتج به  آن و تصمیم­گیری‌های پایان حیات ضروری است.
روش کار. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقایسه­ای مقطعی است که در آن، درک 114 پرستار و 57  پزشک شاغل در بخش‌های مراقبت ویژه بیمارستان­های منتخب دانشگاه علوم پزشکی شیراز در مورد مراقبت بیهوده مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفت. ابزار بررسی، پرسشنامه پژوهشگر ساخته درک از مراقبت بیهوده بود که روایی و پایایی آن با نظر خبرگان، روش آزمون-باز آزمون و آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. روش نمونه­گیری، در دسترس و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه بود. تحلیل داده­ها با آمار توصیفی و تحلیلی در نرم افزار SPSS نسخه 16  صورت گرفت.
یافته ­ها. میانگین کلی نمرات درک پرستاران و پزشکان، 29/77 با انحراف معیار 79/13 بود. میانگین نمره درک پرستاران از مراقبت بیهوده نسبت به پزشکان بیشتر بود (46/78 با انحراف معیار 4/14 در مقابل 91/74 با انحراف معیار 3/12)، اما تفاوت معنی­دار آماری از نظر میانگین نمره درک بین دو گروه وجود نداشت. بیشترین توافق دو گروه، در گویه ”ارتباطات ناکارآمد“ و ”شرکت ندادن کادر درمان در تصمیم­گیری“ بود. در مورد ”تنش زا بودن مراقبت بیهوده“، پرستاران تنش بیشتری را گزارش کردند و در این زمینه اختلاف معنادار آماری بین دو گروه وجود داشت.
نتیجه ­گیری. توافق در مورد مهمترین عوامل مؤثر بر درک از بیهودگی، بیانگر هم سو بودن درک پزشکان و پرستاران در این زمینه است. بالا بودن نمره درک در هر دو گروه و تنش­زا بودن مراقبت بیهوده برای پرستاران، آموزش مکانیسم‌های سازگاری با چنین موقعیت­هایی را ضروری می‌نماید.

محسن ضیائی فرد، علی صادقی، رسول فراست کیش، مصطفی فتاحی، مجید بصیرت، خدیجه هاشمی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

خلاصه
هدف. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر آموزش بر بالین بیمار بر کیفیت عملکرد ساکشن در پرستاران شاغل در بخش مراقبت­های ویژه انجام شد.
زمینه. یکی از موثرترین اﻗﺪاﻣﺎت در بیماران تحت تهویه مکانیکی ﺳﺎﮐﺸﻦ ﮐﺮدن لوله تراشه به منظور جلوگیری از تجمع ترشحات ریوی مستعدکننده عفونت و ﭘﺎﮐﺴﺎزی راه ﻫﻮایﯽ است که توسط پرستاران بخش مراقبت­های ویژه انجام می­شود و چنانچه به روش صحیح صورت نگیرد با عوارض فروانی همراه خواهد بود.
روش کار. این پژوهش از نوع مداخله­ای نیمه­تجربی بود. نمونه پژوهش که شامل 54 نفر از پرستاران بخش­های مراقبت­ ویژه مرکز آموزشی تحقیقاتی و درمانی قلب و عروق رجائی شهر تهران بودند، به روش نمونه­گیری در دسترس و با توجه به معیارهای ورود انتخاب شدند و طی دو مرحله، قبل و بعد از مداخله، عملکرد پرستاران بر اساس چک­لیست بررسی شدند. پژوهشگر بر بالین بیمار به روش استاندارد و بر اساس چک­لیست ساکشن را انجام داد و همزمان به صورت نظری به تشریح روش پرداخت و به سوالات پرستاران در این زمینه پاسخ داد. فاصله زمانی بین سنجش عملکرد قبل و بعد از مداخله دو هفته بود.
یافته­ ها. مقایسه میانگین نمره عملکرد قبل، حین و بعد از انجام ساکشن لوله تراشه نشان­دهنده افزایش نمره عملکرد پرستاران پس از آموزش بود (0/0001P≤). شستن دست‌ها یا استفاده از محلول ضدعفونی‌کننده دست، تنها توسط 16 پرستار قبل از آموزش و توسط 35 نفر پس از آموزش انجام شد. استریل نگهداشتن کاتتر در مرحله حین ساکشن، قبل از آموزش به‌وسیله 28 پرستار رعایت گردید که پس از آموزش، 40 پرستار، مورد فوق را به‌درستی رعایت نمودند. مستندسازی انجام ساکشن و مشخصات ترشحات به روش صحیح در مرحله قبل و بعد از آموزش به ترتیب توسط 13 نفر و 34 نفر انجام گردید. تعداد 31 پرستار در مرحله قبل از آموزش، فقط در زمان خروج کاتتر از مکش دستگاه ساکشن استفاده نمودند که این تعداد پس از آموزش به 41 نفر افزایش یافت (0/05P<).
نتیجه­ گیری. با آموزش نحوه صحیح ساکشن راه هوایی به پرستاران بخش مراقبت­های ویژه می­توان عملکرد آنها را در مراحل قبل، حین و بعد  از انجام ساکشن لوله تراشه افزایش داد.

شیرین شیخی، نرگس صادقی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط استرس شغلی پرستاران بخش مراقبت ویژه با اضطراب کودکان آنها در بیمارستان شهید رحیمی شهرستان خرم آباد انجام شده است.
زمینه. تعارض ﮐﺎر ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﻨﺒﻊ اﺳﺘﺮﺳﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ اﻓﺮاد به ویژه پرستاران آن را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ و پیامدهای آن می‌تواند اعضای خانواده را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
روش کار. مطالعه‌ حاضر یک مطالعه‌ توصیفی همبستگی از نوع مقطعی است که جامعه آماری آن را کلیه‌ پرستاران شاغل در بخش­های مراقبت ویژه بیمارستان‌ شهید رحیمی شهرستان خرم آباد در نیمه اول سال 1396 تشکیل دادند. تعداد 150 پرستار از طریق سرشماری و بر اساس معیارهای ورود وارد مطالعه شدند. برای جمع ­آوری داده‌ها از سه پرسشنامه‌ مشخصات دموگرافیک پرستاران، اضطراب کودکان اسپنس نسخه والدین و پرسشنامه‌ استرس شغلی پرستاری تافت­گری و اندرسون استفاده گردید. داده‌ها در نرم‌ افزار SPSS نسخه 19 با استفاده از آزمون­های آماری اسمیرنوف کولموگروف، تی مستقل, همبستگی پیرسون، اسپیرمن و رگرسیون تحلیل شدند.
یافته ­ها. میانگین نمره استرس شغلی پرستاران، 75/61 با انحراف معیار 14/98 و میانگین نمره اضطراب کودکان آنها 77/04 با انحراف معیار 11/14 بود. آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین استرس شغلی والدین پرستار در بخش مراقبت ویژه و اضطراب کودکان آنها همبستگی مثبت و معنی­دار وجود دارد (0/214 r=؛0/008P=).
نتیجه ­گیری. با افزایش استرس شغلی پرستاران بخش مراقبت ویژه اضطراب کودکان آنها افزایش می­یابد. پیشنهاد می­شود زمینه برای کاهش استرس شغلی پرستاران فراهم گردد.

شیرین شیرالی، زهرا دشت‌بزرگی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر گروه­درمانی وجودی بر تحمل پریشانی، اضطراب وجودی، فرانگرانی و نگرانی سلامتی در زنان سالمند مبتلا به بیماری‌های قلبی­عروقی انجام شد.
زمینه. سالمندان مبتلا به بیماری‌های قلبی­عروقی دارای مشکلات عمده‌ای در زمینه سلامت روان­شناختی هستند و یکی از روش‌های کاهش مشکلات روان­شناختی آنان، روش گروه­درمانی وجودی است.
روش کار. در این مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل، از میان زنان سالمند مبتلا به بیماری‌های قلبی­عروقی  مراجعه‌کننده به بیمارستان مهر شهر اهواز در سال 1397، 40 نفر با روش در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه آزمون، 10 جلسه 60 دقیقه‌ای با روش گروه­درمانی وجودی آموزش دید و گروه کنترل در لیست انتظار برای آموزش قرار گرفت. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه‌های تحمل پریشانی، اضطراب وجودی، قرانگرانی و نگرانی سلامتی بودند. داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخه 21 با استفاده از آزمون‌های تی مستقل و تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند.
یافته‌ها. نتایج نشان داد که در پیش‌آزمون، بین گروه‌ها از نظر تحمل پریشانی، اضطراب وجودی، فرانگرانی و نگرانی سلامتی تفاوت معنی­دار آماری وجود نداشت، اما در پس‌آزمون، بین دو گروه از نظر هر چهار متغیر تفاوت معنی‌دار آماری مشاهده شد، به این ترتیب که روش گروه­درمانی وجودی باعث افزایش تحمل پریشانی (0001/0P≤ ،158/52F=)، کاهش اضطراب وجودی (0001/0P≤ ،813/67F=)، فرانگرانی (0001/0P≤ ،766/59F=) و نگرانی سلامتی (0001/0P≤ ،475/60F=) در زنان سالمند مبتلا به بیماری‌های قلبی­عروقی شد.
نتیجه‌گیری. گروه­درمانی وجودی بر افزایش تحمل پریشانی و کاهش اضطراب وجودی، فرانگرانی و نگرانی سلامتی در زنان سالمند مبتلا به بیماری‌های قلبی­عروقی تاثیر دارد. بنابراین، توصیه می‌شود که روان­شناسان بالینی و درمانگران از روش گروه­درمانی وجودی در کنار سایر روش‌های درمانی برای بهبود سلامت روان­شناختی آنان استفاده نمایند.

محمد عباسی، سید علی طبایی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

خلاصه
هدف. این پژوهش مروری با هدف تبیین علل تاخیر بیماران با انفارکتوس حاد میوکارد در مراجعه به مراکز درمانی در ایران انجام شد.
زمینه. مطالعات نشان می­دهند بیماران با تشخیص انفارکتوس حاد میوکارد با تاخیر به مراکز درمانی مراجعه می­کنند، در حالی که تشخیص و درمان سریع بیماری، باعث کاهش موارد مرگ، بهبود عملکرد قلبی و از همه مهم­تر، بهبود پیش­آگهی بیمار می­شود.
روش کار. در این پژوهش مروری جهت جمع­آوری داده­ها از پایگاه داده­ایSID  برای یافتن متون منتشرشده به زبان فارسی از ابتدای سال  1380 تا سال 1398 استفاده شد. کلیدواژه­های مورد جستجو شامل انفارکتوس حاد میوکارد و تاخیر در مراجعه بود. بر اساس این جستجو، تعداد 15 مقاله فارسی مرتبط یافت شد که از این تعداد، 10 مقاله معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، به این ترتیب که مقالاتی که دارای متن کامل قابل دسترس بودند مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند.
یافته­ ها. مرور نظام­مند مقالات مرتبط با عوامل تاخیر در مراجعه بیماران با انفارکتوس حاد میوکارد به مراکز درمانی شامل انتظار بهبودی خودبه­خودی، نسبت دادن بیماری به علل غیرقلبی، عدم اطلاع از علایم بیماری­های قلبی­عروقی، عدم توجه به علایم بیماری، مصرف خودسرانه دارو،  داشتن بیماری زمینه­ای مانند دیابت، کم بودن شدت درد در شروع بیماری، جنسیت، سن بالا، تحصیلات پایین، پایین بودن درآمد، محل سکونت، شروع علایم قلبی در طول شب،  اهمیت ندادن به درد، تنها بودن در زمان بروز حمله، وقوع علایم در نیمه شب تا صبح زود، فقدان سابقه قبلی از بیماری قلبی، مراجعه به پزشک عمومی، و شروع تدریجی علایم بود.
نتیجه ­گیری. نتایج مطالعه نشان داد مهمترین عوامل تاخیر مراجعه بیماران با انفارکتوس حاد میوکارد در دسته عوامل فردی و درک نادرست از بیماری قرار می­گیرند. اعضای تیم درمان باید در افزایش آگاهی مردم درباره علایم و نشانه­های بیماری قلبی­عروقی تلاش نمایند.

علی حسین زاده، مهناز واردی کولایی، اسمعیل محمدنژاد، رسول رازنهان،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

هدف: این مطالعه به منظور بررسی کیفیت مراقبت پرستاری در بیماران در حال  احتضار از دیدگاه پرستاران مراقبت های ویژه انجام شد.
زمینه.ارزیابی کیفیت، بعنوان  یکی از ابزارهای مهم مدیریتی برای بهبود عملکرد پرستاری و دستیابی به ارتقاء کیفیت مراقبت های پرستاری است، بنابراین بررسی مداوم و مستمر آن همواره الزامی استخلاصه
هدف. این مطالعه به منظور بررسی کیفیت مراقبت پرستاری در بیماران در حال احتضار از دیدگاه پرستاران مراقبت ویژه انجام شد.
زمینه. ارزیابی کیفیت به عنوان یکی از ابزارهای مهم مدیریتی برای بهبود عملکرد پرستاری و دستیابی به ارتقای کیفیت مراقبت­های پرستاری است، بنابراین، بررسی آن به طور پیوسته الزامی است.
روش کار. پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی-توصیفی است که با نمونه­گیری در دسترس در 191 پرستار انجام شد. گردآوری داده­ها با استفاده از پرسشنامه­های مشخصات جمعیت­شناختی و پرسشنامه استاندارد کیفیت مراقبت پرستاری (Quality Patient Care Scale) که دارای 72 سوال در سه بعد روانی اجتماعی، جسمی، و ارتباطی بود انجام شد. داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 20 تحلیل شدند.
یافته­ها. میانگین نمره کیفیت مراقبت پایان زندگی در بعد روانی اجتماعی، 83/62 با انحراف معیار 8/62؛ در بعد ارتباطی، 85/36 با انحراف معیار 7/74؛ و در بعد جسمی، 92/23 با انحراف معیار 10/88 بود. همچنین، 81/7 درصد پرستاران کیفیت مراقبت­های پرستاری را در بعد  جسمی، 50/3 درصد پرستاران در بعد ارتباطی،  و 62 درصد در بعد روانی اجتماعی، مطلوب ارزیابی کردند. بین کیفیت مراقبت‌های پرستاری و گذراندن دوره آموزشی رابطه آماری معنی­داری وجود داشت (0/002P=).
نتیجه­گیری. وضعیت کیفیت مراقبت‌های پرستاری از دیدگاه پرستاران در کل مطلوب بود، اما تامین­کننده انتظارات بیماران در برخی ابعاد نیست. اتخاذ تدابیر و برنامه­های آموزشی جهت ارتقای ارتباط درمانی مناسب بین پرستار و بیمار و توجه به نیازهای روانی اجتماعی بیماران تا حد امکان می­تواند گامی موثر در ارتقای کیفیت مراقبت پایان زندگی باشد..
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی-توصیفی که با نمونه گیری در دسترس در 191 پرستار انجام شد. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه استاندارد کیفیت مراقبت پرستاری Quality patient care scale  که دارای 72 سوال در سه بعد روانی اجتماعی، فیزیکی و ارتباطی انجام شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار ویرایش SPSS با ویرایش 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین کیفیت مراقبت پایان زندگی در بعد روانی اجتماعی 62/83 ±62/8، در بعد ارتباطی 36/85±74/7 و بعد فیزیکال 23/92 ±88/10 بوده است. 7/81 درصد پرستاران کیفیت مراقبت‌های پرستاری را در بعد  فیزیکی  و 3/50 درصد در بعد ارتباطی  و 62 درصد در بعد روانی اجتماعی مطلوب ارزیابی کردند. آزمون آماری نشان داد بین میزان کیفیت مراقبت‌های پرستاری با گذراندن دوره  آموزشی رابطه معنی داری وجود داشت.
نتیجه گیری: وضعیت کیفیت مراقبت‌های پرستاری از دیدگاه پرستاران  در کل مطلوب است اما تامین­ کننده انتظارات بیماران در برخی ابعاد نمی­ باشد. اتخاذ تدابیر و برنامه های آموزشی جهت ارتقای ارتباط درمانی مناسب بین پرستار و بیمار و توجه به نیازهای روانی و اجتماعی بیماران تا حد امکان می تواند گامی موثر در ارتقاء کیفیت مراقبت پایان زندگی باشد.

محمد عباسی، سید علی طبایی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

خلاصه
هدف. این پژوهش مروری با هدف تبیین علل تاخیر بیماران با انفارکتوس حاد میوکارد در مراجعه به مراکز درمانی در ایران انجام شد.
زمینه. مطالعات نشان می­دهند بیماران با تشخیص انفارکتوس حاد میوکارد با تاخیر به مراکز درمانی مراجعه می­کنند، در حالی که تشخیص و درمان سریع بیماری، باعث کاهش موارد مرگ، بهبود عملکرد قلبی و از همه مهم­تر، بهبود پیش­آگهی بیمار می­شود.
روش کار. در این پژوهش مروری جهت جمع­آوری داده­ها از پایگاه داده­ایSID  برای یافتن متون منتشرشده به زبان فارسی از ابتدای سال  1380 تا سال 1398 استفاده شد. کلیدواژه­های مورد جستجو شامل انفارکتوس حاد میوکارد و تاخیر در مراجعه بود. بر اساس این جستجو، تعداد 15 مقاله فارسی مرتبط یافت شد که از این تعداد، 10 مقاله معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، به این ترتیب که مقالاتی که دارای متن کامل قابل دسترس بودند مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند.
یافته­ ها. مرور نظام­مند مقالات مرتبط با عوامل تاخیر در مراجعه بیماران با انفارکتوس حاد میوکارد به مراکز درمانی شامل انتظار بهبودی خودبه­خودی، نسبت دادن بیماری به علل غیرقلبی، عدم اطلاع از علایم بیماری­های قلبی­عروقی، عدم توجه به علایم بیماری، مصرف خودسرانه دارو،  داشتن بیماری زمینه­ای مانند دیابت، کم بودن شدت درد در شروع بیماری، جنسیت، سن بالا، تحصیلات پایین، پایین بودن درآمد، محل سکونت، شروع علایم قلبی در طول شب،  اهمیت ندادن به درد، تنها بودن در زمان بروز حمله، وقوع علایم در نیمه شب تا صبح زود، فقدان سابقه قبلی از بیماری قلبی، مراجعه به پزشک عمومی، و شروع تدریجی علایم بود.
نتیجه ­گیری. نتایج مطالعه نشان داد مهمترین عوامل تاخیر مراجعه بیماران با انفارکتوس حاد میوکارد در دسته عوامل فردی و درک نادرست از بیماری قرار می­گیرند. اعضای تیم درمان باید در افزایش آگاهی مردم درباره علایم و نشانه­های بیماری قلبی­عروقی تلاش نمایند.

رقیه قنبرپور جویباری، فرشته عراقیان مجرد، سید محمود صمدیان کیا محله، هدایت جعفری،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف مروری بر تاثیر موسیقی بر بیماران قلبی به عنوان یک روش غیر تهاجمی، غیر دارویی،  ارزان و فاقد عوارض جانبی انجام شد.
زمینه. بیماری قلبی، یک بیماری شایع است که هر ساله جان بسیاری از افراد را می­گیرد. باتوجه به اهمیت این موضوع، در این پژوهش، با بررسی مطالعات گوناگون و منابع اطلاعاتی مختلف، اثر موسیقی درمانی بر بهبودی بیماران قلبی مورد توجه قرار گرفت.
روش کار. در این مطالعه که به صورت مرور روایتی انجام شد، مطالعات فارسی در پایگاههای داده­ای فارسی زبان مانند Magiran، SID، IranMedex با کلیدواژه ­های موسیقی درمانی، نارسایی قلبی، سندرم کرونری حاد، پرفشاری خون، هایپرتانسیون، جراحی قلب و جراحی قلب باز، و برای مطالعات به زبان انگلیسی از کلیدواژههای Hypertension، Acute Coronary Syndrome، Heart failure، Music therapy، Heart surgery، و Open heart surgery در پایگاه­های دادهای Scopus و PubMed استفاده شد. همچنین، جست­وجو در پایگاه Google Scholar به فارسی و انگلیسی انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل مقالات فارسی و انگلیسی بود که به بررسی موسیقی در بهبود بیماران قلبی پرداخته باشند. جهت بررسی مقالات، محدودیت زمانی در نظر گرفته نشد. معیارهای خروج شامل مقالاتی بود که دسترسی کامل به آنها میسر نبود.
یافته­. از تعداد 24 مقاله، بیشترین تعداد (10 مقاله) به بررسی موسیقی در بیماران دچار پرفشاری خون و بررسی تاثیر موسیقی بر علایم حیاتی بیماران قلبی (8 مقاله) پرداخته بود. یافته­ ها نشان داد تاثیر موسیقی بر بهبودی بیماران قلبی شامل افزایش درصد اشباع اکسی­ هموگلوبین، تسکین درد، کاهش اضطراب و افسردگی، بهبود کیفیت خواب و کاهش خستگی است. موسیقی بر روی متوسط فشار خون شریانی و تنفس تاثیری نداشت. در خصوص تاثیر موسیقی بر پرفشاری خون و ضربان قلب نتایج متناقض وجود داشت.
نتیجه­ گیری. با توجه به کاربرد آسان و بدون هزینه و عوارض این روش، پیشنهاد میشود تیم درمانی و به خصوص پرستاران از این روش غیر تهاجمی در مراقبت از بیماران قلبی استفاده نمایند.

نسیبه بارانی، فاطمه بهرام نژاد، خاطره سیلانی، فرشاد شریفی، آلن جکسون، بهزاد احسن،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه مروری با هدف بررسی نقش تشنگی در بروز دلیریوم در بخش مراقبت­های ویژه انجام شد.
زمینه. دلیریوم، یک سندرم بالینی شایع در بیماران بستری در بخش­های مراقبت­ ویژه است و تقریبا یک سوم این بیماران را درگیر می­کند. دلیریوم یک پدیده چند عاملی است. یکی از مهمترین عواملی که نقش آن در بروز و پیشرفت دلیریوم مورد بحث قرار دارد، پدیده تشنگی است. 
روش کار. این مطالعه با جست­و­جو در پایگاه­های Magiran، SID،  Web of Science، Science Direct، PubMed،Scopus  و Up-to-date بدون محدودیت زمانی با کلیدواژه ­های ”تشنگی“، ”دهیدراتاسیون“، ”کم­آبی“، ”هایپراسمولاریتی“ و ”دلیریوم“ و معادل انگلیسی آنها انجام شد. از مجموع 55 مقاله، 17 مقاله توسط تیم تحقیق بررسی شد که در نهایت، پس از مطابقت دادن با معیارهای ورود و ارزیابی کیفیت مقالات، تعداد 6 مقاله، وارد مطالعه شدند.
یافته­ ها. یافته های مطالعه حاضر نشان داد عدم رفع تشنگی برای بیش از 24 ساعت، عامل خطری برای بروز دلیریوم است. نقش کمبود مایعات در پاتوژنز دلیریوم کاملاً مشخص نیست، اما احتمالاً عواملی از جمله هایپوپرفیوژن بافتی (به ­ویژه در مغز و کلیه)، افزایش غلظت داروها یا متابولیت­های آنها در حجم­ های داخل عروقی تقلیل­ یافته، و کاهش عملکرد کلیوی در دفع و/یا متابولیسم داروها، در بروز دلیریوم دخیل باشند.
نتیجه­ گیری. براین اساس می­توان گفت، مطالعات در این زمینه بسیار کم هستند و به دلیل اهمیتی که مسئله دلیریوم و تشنگی در بیماران بخش مراقبت­های ویژه و به ویژه بیماران مسن دارد، باید در این زمینه مطالعات بیشتری صورت گیرد. همه این عوامل، لزوم توجه و مطالعات بیشتر در این زمینه را نشان می­ دهند.

سارا لطفیان، فاطمه کرمانی، پردیس مرادنژاد، هاله دادگستر، مریم طالبی،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

خلاصه
هدف. این تحقیق با هدف مقایسه شیوع درد و ناتوانی گردن در پرستاران شاغل در بخش­های مراقبت ویژه با بخش­های دیگر انجام شد.
زمینه. پرستاری به عنوان یکی از ده شغلی که با عوارض اسکلتی و عضلانی همراه است شناخته می­شود. شیوع شکایت­ های مربوط به گردن و شانه در میان پرستاران دارای بار کاری فیزیکی بالا به طور قابل توجهی نسبت به پرستاران دارای بارکاری کم، بیشتر گزارش شده است. تاکنون مطالعات اندکی درباره مشکلات گردنی در پرستاران بخش­های مراقبت ویژه انجام شده است.
روش کار. در این مطالعه توصیفی مقایسه ­ای که به­ صورت مقطعی انجام شد، 40 پرستار از بخش­های مراقبت ویژه و 40 پرستار از بخش­های دیگر مجتمع آموزشی درمانی حضرت رسول اکرم(ص) تهران از طریق نمونه­ گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ­ها در هردو گروه با تکمیل فرم مشخصات دموگرافیک و دو پرسشنامه شاخص ناتوانی گردن (NDI) و مقیاس درد و ناتوانی گردن (NPDS) توسط شرکت­کنندگان صورت گرفت. داده ­ها در نرم افزار SPSS نسخه 22 و با استفاده از شاخص­ های توصیفی و آزمون­ های آماری مقایسه بین دو گروه بررسی شدند.
یافته ­ها. شیوع درد و ناتوانی گردنی (به ترتیب برحسب امتیاز پرسشنامه NDI و NPDS) در کل پرستاران 77/5 درصد و 60 درصد محاسبه شد؛ که به تفکیک در پرستاران بخش­های مراقبت ویژه، 90 درصد و70 درصد، و در پرستاران بخش­های دیگر، 65 درصد و 50 درصد بود. این اختلاف در نمره NDI از نظر آماری معنادار بود (0/014=P).
نتیجه­ گیری. شیوع درد گردن در پرستاران قابل ملاحظه بود که به نظر می­رسد مهم­ترین عامل آن، حجم بالای کار پرستاران باشد که رسیدگی به آن نیاز به اتخاذ تدابیر مناسب پیشگیرانه و کاهش بار فیزیکی کاری آنها دارد.

معصومه آقایی، زهرا رزاقی، معصومه ایمانی پور،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تعیین دیدگاه پرستاران بخش ­های مراقبت ویژه نسبت به برقراری ارتباط با بیماران غیرهوشیار یا هوشیار اینتوبه فاقد توانایی تکلم انجام شد.
زمینه. برقراری ارتباط از ابزارهای مهم در مراقبت از بیمار محسوب می­شود و در بخش­ های مراقبت ویژه از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا بسیاری از بیماران به دلایل بیماری یا درمانی قادر به برقراری ارتباط کلامی و تکلم نیستند.
روش کار. این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی با مشارکت 174 پرستار شاغل در بخش­ های ویژه که به روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند، انجام شد. داده ­ها به­ صورت خودگزارش ­دهی با استفاده از پرسشنامه محقق­ ساخته جمع ­آوری شدند. پرسشنامه دارای دو بخش دیدگاه در مورد برقراری ارتباط با بیماران غیرهوشیار یا هوشیار اینتوبه ناتوان در تلکم و عوامل مرتبط با عدم برقراری ارتباط با این بیماران بود که به یکی از دو شکل کاغذی یا الکترونیک در اختیار پرستاران واجد شرایط قرار ­گرفت. داده ­ها در نرم­افزار SPSS نسخه26 با شاخص ­های آمار توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون بررسی و تحلیل شدند.
یافته ­ها. نتایج نشان داد اکثریت واحدهای مورد پژوهش (94/3 درصد) درباره برقراری ارتباط با بیماران ناتوان در تکلم بستری در بخش­های مراقبت ویژه دیدگاه مثبت داشتند. همچنین، مشخص شد تعداد زیاد بیماران، بی ­علاقگی به کار در بخش مراقبت ویژه، حجم زیاد کارهای غیرتخصصی پرستاری، خستگی روانی و عدم تسلط به مهارت ­های ارتباطی، بیش از بقیه عوامل با عدم برقراری ارتباط با این بیماران مرتبط است.
نتیجه­ گیری. با توجه به دیدگاه مثبت پرستاران نسبت به برقراری ارتباط با بیماران غیرهوشیار یا هوشیار اینتوبه ناتوان در تلکم می­توان از این دیدگاه مثبت در جهت ارتقای عملکردهای ارتباطی پرستاران کمک گرفت. ضمن اینکه لازم است با اتخاذ تدابیر مدیریتی برای کنترل برخی عوامل مرتبط با عدم برقراری ارتباط با بیماران ناتوان در تکلم، به بهبود کیفیت و کمیت ارتباط با این بیماران، کمک نمود.

شیوا خالق پرست، لیلا عبدالکریمی، منیره کمالی، حمیدرضا پورعلی اکبر، معصومه رستمی، ندا شیرخانلو، حمیدرضا پاشا، فهیمه فرخ زاده، سمانه کریمیان، سعیده مظلوم زاده،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه به بررسی ارتباط ابتلا به کووید-19 با ویژگی­های جمعیت­ شناختی کارکنان انستیتو قلب­ وعروق رجایی در 6 ماهه اول اپیدمی پرداخت.
زمینه. ویروس کووید-19 پ اولین بار در دسامبر 2019 در چین شناسایی شد و سپس به سرعت به سایر کشورها گسترش یافت. یکی از چالش­های دوران پاندمی کووید-19 مدیریت منابع انسانی بود که باعث شد مدیران اقداماتی برای مدیریت سلامت کارکنان در نظر بگیرند.
روش کار. این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی کارکنان انستیتو قلب ­وعروق شهید رجایی که در بازه زمانی اول اسفند 1398 لغایت 31 شهریور 1399 به کووید-19 مبتلا شده بودند انجام شد. مولفه ­های جمعیت­ شناختی و متغیرهای بهداشتی و بالینی بیماران با استفاده از پرونده بالینی، پرسش از افراد مبتلا و تماس تلفنی جمع­آوری شد. تحلیل داده­ ها توسط نرم­افزار SPSS نسخه 22 انجام گردید.
یافته­ ها. در بازه زمانی شش­ماهه، تعداد  448 نفر با میانگین سنی 38/86 سال به کرونا مبتلا شدند. بیشترین تعداد افراد، زن (62/5 درصد) بودند و طی یک تا پنج روز پس از تماس با فرد بیمار دچار علائم بیماری شده بودند (67/1 درصد). همچنین، 48/4 درصد افراد از هر سه مورد ماسک، دستکش و فاصله­ گذاری اجتماعی برای حفاظت شخصی خود استفاده کرده بودند. تماس با فرد مبتلا به عنوان شایع­ترین روش انتقال بیماری مشخص شد. شایع­ترین علایم مبتلایان به ترتیب میالژی، ضعف و تب بود و تنها 3/5 درصد مبتلایان بستری شدند.
نتیجه­ گیری. بیشتر مبتلایان با وجود رعایت دستورات بهداشتی و حفاظت شخصی به کرونا مبتلا شدند. به نظر می­رسد برای پیشگیری از ابتلا به بیماری کووید-19، علاوه بر رعایت دستورات بهداشتی، اقدام به واکسیناسیون همگانی نیز یک ضرورت مهم باشد. عواملی مانند تغییر سویه­ های ویروس و خستگی افراد در رعایت دستورالعمل­ های بهداشتی نیز در گسترش بیماری موثر است. 

سحر تاوان، نحله پرندآور، رسول اسلامی اکبر، محسن حجت، محمد هاشم عبدی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر استفاده از تجهیزات حفاظت فردی مقابله با کووید -19 بر شاخص­های فیزیولوژیک و خستگی دانشجویان کارورز پرستاری پس از عملیات احیای قلبی­ ریوی انجام شد.
زمینه. مواجهه کارکنان حوزه سلامت با ترشحات تنفسی بیماران، آنها را در معرض ابتلا به عفونت­ها قرار می­ دهد. استفاده از تجهیزات حفاظت فردی توسط پرستاران، با وجود ایجاد ایمنی، اغلب ناراحت­کننده توصیف می­شود.
روش کار. در این کارآزمایی بالینی تصادفی­ استفاده از تجهیزات حفاظت فردی به عنوان متغیر مستقل، و شاخص­های فیزیولوژیک (ضربان قلب، فشار خون، درصد اشباع اکسیژن، و درجه حرارت) و شاخص خستگی به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شدند. محیط پژوهش، مجموعه پراتیک دانشکده پرستاری جهرم بود. نمونه پژوهش شامل دانشجویان کارورز پرستاری بودند که به ­روش سرشماری وارد مطالعه شدند و به ­صورت تصادفی به دو گروه آزمون (20 نفر) و کنترل (20 نفر) تخصیص یافتند. نمونه­ های گروه آزمون در حین انجام احیای قلبی­ریوی شبیه ­سازی شده  از تجهیزات حفاظت فردی استفاده کردند، در حالی­که در گروه کنترل، عملیات احیای قلبی­ریوی شبیه­ سازی­ شده بدون استفاده از این تجهیزات انجام شد. داده­های مربوط به متغیرهای وابسته، در هر دو گروه، قبل و بعد از انجام مداخله جمع­ آوری شد. تحلیل داده ­ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در نرم ­افزار SPSS نسخه 21 انجام شد.
یافته‌ها. قبل از عملیات احیای قلبی­ریوی شبیه ­سازی­شده، تفاوت معنی­ داری بین گروه آزمون و کنترل از نظر ضربان قلب، میانگین فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، درصد اشباع اکسیژن، تب و خستگی مشاهده نشد، اما پس از انجام عملیات احیای قلبی­ریوی شبیه­ سازی­شده، میانگین ضربان قلب (0/0001P≤)، میانگین فشار خون سیستولیک (0/035=P)، میانگین درجه حرارت (0/0001P≤)، و میانگین نمره خستگی (0/0001P≤) به­طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود، اما میانگین درصد اشباع اکسیژن بین گروه‌های مورد مطالعه تفاوت معنی‌داری نداشت.
نتیجه­ گیری. استفاده از تجهیزات حفاظت فردی در حین احیای قلبی­ریوی شبیه­ سازی­شده می­تواند بر شاخص­های فیزیولوژیک شامل فشارخون، نبض، درجه حرارت و خستگی کادر درمان اثر گذارد.
مهدی هدایت، مریم مقیمیان، راضیه امینی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر اجرای برنامه مدیریت خطر بر مهارت محاسبات دارویی پرستاران در بخش ­های مراقبت قلبی انجام شد.
زمینه. ایمنی بیمار و تشخیص زودهنگام خطاهای دارویی، از شـاخص­ هـای کیفیـت مراقبت هستند. مدیریت خطر با رویکرد مبتنی بر سیستم، راهبرد مهمی برای جلوگیری از خطاهای دارویی و آسیب به بیمار است.
روش کار. این یک مطالعه نیمه­ تجربی است. جامعه پژوهش، پرستاران بخش ­های مراقبت قلبی بیمارستان میلاد اصفهان بودند. تعداد 60 پرستار مطابق معیارهای وود به مطالعه به­ صورت دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی با استفاده از نرم­ افزار تصادفی ­سازی آنلاین در دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. در گروه مداخله، برنامه مدیریت خطر به مدت 8 جلسه دو ساعته به ­صورت هفتگی اجرا گردید. گروه کنترل، برنامه آموزش معمول بیمارستان را دریافت نمود. ابزارهای گردآوری داده شامل فرم جمعیت‏ شناختی و پرسشنامه مهارت محاسبات دارویی پرستاران بود، که در ابتدا و نیز دو هفته بعد از پایان مداخله تکمیل شدند. داده‏ها در نرم افزار SPSS نسخه تحلیل شدند.
یافته­ها. قبل از مطالعه، مهارت محاسبات دارویی، علاقمندی، توانمندی، احساس نیاز به آموزش، سطح سهولت محاسبات و اشتباهات دارویی دو گروه تفاوت معنادار نداشت و میانگین نمره مهارت محاسبات دارویی دو گروه در محدوده ”خوب“ قرار داشت. بعد از مطالعه، در گروه مداخله، مهارت محاسبات دارویی، سطح سهولت محاسبات و توانمندی پرستاران نسبت به قبل افزایش یافت (0/0001P≤اما در گروه کنترل تفاوتی بین سنجش مهارت قبل و بعد وجود نداشت. پس از مداخله، مهارت محاسبات دارویی بین دو گروه مداخله و کنترل به طور معناداری متفاوت بود (0/0001P≤).
نتیجه  ‏گیری. اجرای برنامه مدیریت خطر بر افزایش مهارت محاسبات دارویی پرسـتاران موثر است و به عنوان یک راهکـار بـرای ارتقـای دارودرمـانی ایمـن پرسـتاران و مراقبت­ های پرستاری با کیفیت و مطلوب پیشنهاد می ­گردد.

عاطفه محرابی، محمّد ضیاء توتونچی قربانی، محمود شیخ فتح الهی، امیرعلی سهیلی، شیوا خالق پرست،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت انتقال خبر فوت توسط پرسنل به خانواده‌های بیماران متوفی در بخش‌های مراقبت ویژه یک مرکز درمانی تخصصی قلب­وعروق در سال 1399 انجام شد.
زمینه. انتقال اخبار ناگوار، به‌ویژه خبر فوت، یکی از مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین وظایف کادر درمان در بخش‌های مراقبت ویژه به شمار می‌رود. این فرآیند بر خانواده‌ بیماران تاثیرات روانی و عاطفی فراوانی دارد. در این مطالعه تلاش شد با ارزیابی عملکرد پرسنل در انتقال اخبار فوت، نقاط قوت و ضعف موجود شناسایی شوند و راهکارهای احتمالی برای بهبود این فرآیند ارائه گردند.
روش کار. در این مطالعه توصیفی مقطعی از پرسشنامه اسپایکز برای ارزیابی مهارت‌ کادر درمان در انتقال خبر فوت استفاده شد. مشارکت­کنندگان، 121 نفر از اعضای کادر شاغل در بخش‌های مراقبت ویژه یک مرکز درمانی تخصصی قلب­وعروق بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. پس از جمع­آوری داده­ها از نرم افزار SPSS نسخه 24 برای تحلیل استفاده شد.
یافته‌ها. از مجموع 232 خبر فوت منتقل‌شده، 32/3 درصد به‌صورت حضوری و 67/7 درصد به‌ صورت تلفنی به خانواده‌ بیماران اطلاع داده شده بود. میانگین نمره کسب‌شده از پرسشنامه اسپایکز  3/70 با انحراف معیار 6/15 بود که نشان‌دهنده عملکرد متوسط در انتقال خبر فوت است. این نتیجه نشان می‌دهد که عملکرد کادر درمان در این زمینه نسبتاً قابل قبول است، اما هنوز جای بهبود وجود دارد. همچنین، نتایج نشان داد که در این مرکز، بیشتر اخبار فوت به‌صورت تلفنی منتقل می‌شود که برخلاف استانداردهای جهانی است که تاکید دارند اخبار فوت باید در یک محیط خصوصی و به­‌صورت حضوری اطلاع‌رسانی شود.
نتیجه‌گیری. این مطالعه نشان داد که پرسنل شاغل در بخش‌های مراقبت ویژه نیاز به آموزش‌های مداوم در زمینه مهارت‌های ارتباطی و نحوه انتقال اخبار ناگوار به خانواده بیماران دارند. همچنین، نتایج مطالعه بیانگر آن است که تدوین پروتکل‌های استاندارد برای انتقال خبر فوت در مراکز درمانی ضروری است. پیشنهاد می‌شود مدیران ارشد به این امر توجه ویژه داشته باشند و پروتکل‌های دقیقی برای ارتقای کیفیت این فرآیند تدوین کنند تا از آسیب‌های روانی ناشی از انتقال اخبار فوت به خانواده‌ها جلوگیری شود.

 

سمانه شهیدی‌فر، رعنا حدادی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مرور سیستماتیک با هدف بررسی نقش پرستاران در استفاده از هوش مصنوعی در نظارت بر مصرف داروها و رفتارهای درمانی افراد مبتلا به بیماری قلبی انجام پذیرفت.
زمینه. با افزایش پیچیدگی مراقبت‌های قلبی و رژیم‌های دارویی افراد مبتلا به بیماری قلبی، استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان یک ابزار پشتیبان تصمیم‌گیری بالینی، به‌ویژه در حرفه پرستاری، اهمیت فزاینده‌ای یافته است. این فناوری می‌تواند نقش موثری در نظارت بر مصرف داروهای قلبی، کاهش خطاهای دارویی و بهبود رفتارهای درمانی بیماران ایفا کند.
روش کار. در این مطالعه مرور سیستماتیک، جستجوی مقالات در پایگاه‌های داده­ای CINAHL، Medline،Google Scholar، Web of Science، Scopus  و  SIDدر بازه زمانی 2020 تا 2025 انجام گرفت. مقالات واجد شرایط بر اساس معــــــیارهای ورود و خروج انتخاب شدند و کیفیت مطالعات با استـــفاده از ابزار ارزیابی انجمن Joanna Briggs  بررسی شد. در نهایت، 17 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب گردید.
یافته ­ها. نتایج نشان می‌دهد که سامانه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی از جمله الگوریتم‌های یادگیری ماشین، شبکه‌های عصبی و مدل‌های پیش‌بینی خطر می‌توانند به بهبود ایمنی قلبی، پایش علایم حیاتی، و افزایش انطباق بیمار با درمان‌های تجویزی کمک کنند. با این حال، چالش‌هایی مانند مقاومت پرستاران در برابر فناوری، نگرانی‌های اخلاقی، تهدید هویت حرفه‌ای، کمبود زیرساخت‌ها و مسائل مربوط به امنیت و حریم خصوصی داده‌ها شناسایی شد.
نتیجه ­گیری. هوش مصنوعی ظرفیت قابل‌توجهی برای ارتقای کیفیت مراقبت‌های پرستاری، افزایش ایمنی بیمار و بهبود نظارت بر مصرف داروها دارد، اما ادغام موفق آن مستلزم رویکردی انسان‌محور، آموزش هدفمند پرستاران، حمایت سازمانی و حفظ قضاوت بالینی است.



 

فاطمه فخارزاده جهرمی، رسول اسلامی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف مرور و تحلیل شواهد موجود درباره روش­ها، نتایج و چالش­های آموزش از راه دور در مراقبت از بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد انجام شد.
زمینه. سندرم کرونری حاد یکی از مهم‌ترین علل مرگ‌ومیر و ناتوانی در جهان است و بیماران پس از ترخیص با چالش‌هایی در   پایبندی به درمان، اصلاح سبک زندگی و مدیریت روان‌شناختی بیماری مواجه می­ شوند. در سال‌های اخیر، مداخلات پرستار-محور به‌ویژه با بهره‌گیری از  پرستاری از راه دور  و فناوری‌های ارتباطی، به‌عنوان راهبردهایی نوین برای بهبود مراقبت پس از ترخیص مطرح شده‌اند.
روش کار. این مطالعه به‌صورت مرور نظام­مند بر پژوهش‌های منتشرشده که به بررسی مداخلات پرستار-محور آموزش از راه دور در بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد پرداخته بودند، انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها، از پایگاه‌های PubMed، Scopus، ISI، Google Scholar، و پایگاه داده­های علمی ایران در ده سال اخیر (از 2011 تا 2026 میلادی) استفاده شد. در جستجو از ترکیب کلیدواژه‌های Distance Education، Telehealth، Cardiac Care، Patient Education، Coronary Syndrome، Nursing Care، و معادل فارسی آنها استفاده شد. مطالعات شامل کارآزمایی‌های بالینی تصادفی ­سازی­‌شده، شبه‌تجربی، مشاهده‌ای و کیفی بودند. داده‌ها با تمرکز بر نوع مداخله، مدت پیگیری، پیامدها و چالش‌ها استخراج و با روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. از میان 35 مقاله شناسایی‌شده، پس از حذف موارد تکراری (5 مقاله) و مقالات غیر مرتبط (15 مقاله) با غربالگری از طریق چکیده­ ها درنهایت، 15 مقاله برای ارزیابی نهایی واجد شرایط بودن انتخاب شد و 11 مقاله وارد مطالعه گردید. کیفیت شواهد با استفاده از چک‌لیست پریزما ارزیابی شد. 
یافته‌ها. تحلیل داده­ها بیانگر آن بود که مداخلات اموزش از راه دور پرستار-محور با توجه به اهداف پژوهش حاضر در قالب مضامین بهبود نتایج بالینی و اصلاح سبک زندگی، افزایش خودمراقبتی و خودکارآمدی، ارتقای تجربه و رضایت بیماران، روش­های متنوع ‌پرستاری از راه دور  و موانع و چالش‌های اجرایی و فرآیندی می­تواند طبقه ­بندی گردد. همچنین، آموزش پرستاری از راه دور با کاهش عوامل خطر قلبی ­عروقی، افزایش فعالیت بدنی، بهبود تبعیت از درمان دارویی، ارتقای خودکارآمدی، بهبود کیفیت زندگی و افزایش شادی در بیماران مبتلا به سندرم عروق کرونر  همراه بودند.
نتیجه‌گیری. براساس یافته ­های پژوهش، آموزش ‌پرستاری از راه دور، رویکردی مؤثر و قابل اجرا برای بهبود مراقبت و پیامدهای بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد محسوب می‌شود و می­تواند به بهبود پیامدهای بالینی و اصلاح سبک زندگی منجر شود و ضمن افزایش خودمراقبتی و خودکارآمدی بیماران، موجب افزایش رضایت آنها گردد. تدوین برنامه‌های ساختارمند و پایدار و انجام پژوهش‌های آینده با پیگیری‌های طولانی‌مدت می‌تواند به تقویت شواهد و ادغام مؤثر این مداخلات در مراقبت‌های بالینی و رفع موانع و چالش‌های اجرایی کمک کند.


صفحه 2 از 3     

فصلنامه پرستاری قلب و عروق Iranian Journal of Cardiovascular Nursing
Persian site map - English site map - Created in 0.25 seconds with 48 queries by YEKTAWEB 4766