|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
228 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
سحر تاوان، نحله پرندآور، رسول اسلامی اکبر، محسن حجت، محمد هاشم عبدی، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر استفاده از تجهیزات حفاظت فردی مقابله با کووید -19 بر شاخصهای فیزیولوژیک و خستگی دانشجویان کارورز پرستاری پس از عملیات احیای قلبی ریوی انجام شد.
زمینه. مواجهه کارکنان حوزه سلامت با ترشحات تنفسی بیماران، آنها را در معرض ابتلا به عفونتها قرار می دهد. استفاده از تجهیزات حفاظت فردی توسط پرستاران، با وجود ایجاد ایمنی، اغلب ناراحتکننده توصیف میشود.
روش کار. در این کارآزمایی بالینی تصادفی استفاده از تجهیزات حفاظت فردی به عنوان متغیر مستقل، و شاخصهای فیزیولوژیک (ضربان قلب، فشار خون، درصد اشباع اکسیژن، و درجه حرارت) و شاخص خستگی به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شدند. محیط پژوهش، مجموعه پراتیک دانشکده پرستاری جهرم بود. نمونه پژوهش شامل دانشجویان کارورز پرستاری بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمون (20 نفر) و کنترل (20 نفر) تخصیص یافتند. نمونه های گروه آزمون در حین انجام احیای قلبیریوی شبیه سازی شده از تجهیزات حفاظت فردی استفاده کردند، در حالیکه در گروه کنترل، عملیات احیای قلبیریوی شبیه سازی شده بدون استفاده از این تجهیزات انجام شد. دادههای مربوط به متغیرهای وابسته، در هر دو گروه، قبل و بعد از انجام مداخله جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در نرم افزار SPSS نسخه 21 انجام شد.
یافتهها. قبل از عملیات احیای قلبیریوی شبیه سازیشده، تفاوت معنی داری بین گروه آزمون و کنترل از نظر ضربان قلب، میانگین فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، درصد اشباع اکسیژن، تب و خستگی مشاهده نشد، اما پس از انجام عملیات احیای قلبیریوی شبیه سازیشده، میانگین ضربان قلب (0/0001P≤)، میانگین فشار خون سیستولیک (0/035=P)، میانگین درجه حرارت (0/0001P≤)، و میانگین نمره خستگی (0/0001P≤) بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود، اما میانگین درصد اشباع اکسیژن بین گروههای مورد مطالعه تفاوت معنیداری نداشت.
نتیجه گیری. استفاده از تجهیزات حفاظت فردی در حین احیای قلبیریوی شبیه سازیشده میتواند بر شاخصهای فیزیولوژیک شامل فشارخون، نبض، درجه حرارت و خستگی کادر درمان اثر گذارد.
مهسا بوذری پور، زهره شهبازی، ندا ثنایی، سپیده جعفری نائینی، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر پایش از راه دور بر میزان انطباق افراد مبتلا به نارسایی قلبی با توصیه های خودمراقبتی انجام شد.
زمینه. مبتلایان به نارسایی قلبی برای مقابله با مشکلات ناشی از بیماری نیاز به تقویت رفتارهای مراقبت از خود دارند. این در حالی است که اغلب بیماران انطباق ضعیفی با توصیه های خودمراقبتی دارند. در سالهای اخیر پایش از راه دور به عنوان رویکردی موثر برای افزایش انطباق بیماران با توصیه های خودمراقبتی مورد توجه بوده است.
روش کار. این پژوهش از نوع شبه تجربی با یک گروه مداخله است که در آن تاثیر پایش از راه دور بر میزان انطباق افراد مبتلا به نارسایی قلبی با توصیه های خودمراقبتی بررسی شده است. پیامد مورد نظر میانگین پایبندی به خودگزارش دهی هفتگی در سه موضوع علایم حیاتی، سئوالات مربوط به علایم تجربه شده مرتبط با بیماری و سئوالات مربوط به محتوای آموزشی بود. نمونه آماری شامل 68 نفر از مبتلایان به نارسایی قلبی مراجعه کننده به درمانگاه نارسایی قلب بیمارستان های منتخب تهران بودند که به روش در دسترس انتخاب شدند و به مدت 8 هفته تحت آموزش و پیگیری از طریق پیامرسان و تماس تلفنی قرار گرفتند.
یافتهها. از 68 بیماری که وارد فرآیند مداخله شدند، 7 نفر خارج شدند و داده های مربوط به 61 نفر بررسی و به صورت درصد فراوانی گزارش شده است. این نحوه مداخله بازخورد بسیار مناسبی را از شرکت کنندگان دریافت کرده است، به طوری که میانگین پاسخ دهی به سئوالات مربوط به محتوای آموزشی هفتگی 91/9 درصد، میانگین خودگزارش دهی علایم حیاتی هفتگی 86/4 درصد، و میانگین پاسخ دهی هفتگی به سئوالات مربوط به علایم تجربه شده مرتبط با بیماری 93 درصد بوده است.
نتیجهگیری. پایش از راه دور بر افزایش انطباق افراد مبتلا به نارسایی قلبی با توصیه های خودمراقبتی موثر است.
مهدی هدایت، مریم مقیمیان، راضیه امینی، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر اجرای برنامه مدیریت خطر بر مهارت محاسبات دارویی پرستاران در بخش های مراقبت قلبی انجام شد.
زمینه. ایمنی بیمار و تشخیص زودهنگام خطاهای دارویی، از شـاخص هـای کیفیـت مراقبت هستند. مدیریت خطر با رویکرد مبتنی بر سیستم، راهبرد مهمی برای جلوگیری از خطاهای دارویی و آسیب به بیمار است.
روش کار. این یک مطالعه نیمه تجربی است. جامعه پژوهش، پرستاران بخش های مراقبت قلبی بیمارستان میلاد اصفهان بودند. تعداد 60 پرستار مطابق معیارهای وود به مطالعه به صورت دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی با استفاده از نرم افزار تصادفی سازی آنلاین در دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. در گروه مداخله، برنامه مدیریت خطر به مدت 8 جلسه دو ساعته به صورت هفتگی اجرا گردید. گروه کنترل، برنامه آموزش معمول بیمارستان را دریافت نمود. ابزارهای گردآوری داده شامل فرم جمعیت شناختی و پرسشنامه مهارت محاسبات دارویی پرستاران بود، که در ابتدا و نیز دو هفته بعد از پایان مداخله تکمیل شدند. دادهها در نرم افزار SPSS نسخه تحلیل شدند.
یافتهها. قبل از مطالعه، مهارت محاسبات دارویی، علاقمندی، توانمندی، احساس نیاز به آموزش، سطح سهولت محاسبات و اشتباهات دارویی دو گروه تفاوت معنادار نداشت و میانگین نمره مهارت محاسبات دارویی دو گروه در محدوده ”خوب“ قرار داشت. بعد از مطالعه، در گروه مداخله، مهارت محاسبات دارویی، سطح سهولت محاسبات و توانمندی پرستاران نسبت به قبل افزایش یافت (0/0001P≤)، اما در گروه کنترل تفاوتی بین سنجش مهارت قبل و بعد وجود نداشت. پس از مداخله، مهارت محاسبات دارویی بین دو گروه مداخله و کنترل به طور معناداری متفاوت بود (0/0001P≤).
نتیجه گیری. اجرای برنامه مدیریت خطر بر افزایش مهارت محاسبات دارویی پرسـتاران موثر است و به عنوان یک راهکـار بـرای ارتقـای دارودرمـانی ایمـن پرسـتاران و مراقبت های پرستاری با کیفیت و مطلوب پیشنهاد می گردد.
نیلوفر احمدی، مسعود رضایی، محمدرضا زارعی، شیما حقانی، فاطمه رشیدی، محمد عباسی، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تبیین پروتکل مطالعه ای برای تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر مدل ارتقای سلامت پندر بر کیفیت زندگی و تبعیت دارویی
در افراد مبتلا به نارسایی قلبی دارای دفیبریلاتور قابل کاشت انجام شد.
زمینه. یکی از عوارض شایع نارسایی قلبی مرگ ناگهانی قلبی ناشی از دیسریتمیها است. دفیبریلاتور قابل کاشت به عنوان درمانی موثر برای این مشکل شناخته میشود که با تشخیص ریتمهای خطرناک و اعمال شوک الکتریکی، ریتم قلب را به ریتم سینوسی طبیعی باز میگرداند. با وجود تاثیرات نجاتبخش این دستگاه، شوکهای ناشی از آن ممکن است تاثیرات منفی بر کیفیت زندگی بیماران داشته باشد. همچنین، عدم تبعیت دارویی همچنان یک چالش عمده است که منجر به شکست درمان، افزایش عوارض و هزینههای بالای مراقبتهای سلامتی میشود.
پرستاران با اجرای مدلهای آموزشی متنوع و راهبردهای بهداشتی میتوانند آگاهی، نگرش و رفتارهای سلامتی افراد را تحت تاثیر قرار دهند.
مدل ارتقای سلامت پندر مدلی است که با استفاده از تجربیات، احساسات، ادراکات و رفتارهای افراد، بهبود نتایج سلامت را هدف قرار میدهد.
روشها. گزارش حاضر پروتکل مطالعه ای از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی در انستیتو قلب و عروق شهید رجایی تهران است. بیماران مبتلا به نارسایی قلبی که تحت تعبیه دفیبریلاتور قابل کاشت قرار میگیرند، به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده خواهند شد.
هر دو گروه فرم رضایتنامه کتبی، فرم اطلاعات دموگرافیک ، پرسشنامه ”کیفیت زندگی بیماران قلبی مینهسوتا“ (MLHFQ) و پرسشنامه تبعیت دارویی موریسکی (MMAS-8) را تکمیل خواهند کرد. اعضای گروه مداخله علاوه بر برنامه آموزشی استاندارد ارائهشده هنگام ترخیص (پمفلت و آموزش توسط پرستار)، در یک جلسه حضوری ۴۵ دقیقهای در زمان ترخیص شرکت خواهند کرد. این جلسه شامل توضیح درباره تعداد و محتوای جلسات آموزشی و اهمیت حضور مداوم خواهد بود. سپس، پنج جلسه آموزشی ۳۰ دقیقهای به صورت مجازی و دو بار در هفته بر اساس الگوی ارتقای سلامت پندر برگزار خواهد شد. همچنین، پیگیری تلفنی هفتگی به مدت یک ماه جهت نظارت بر پایبندی به توصیهها و حل مشکلات احتمالی انجام میشود. گروه کنترل تنها برنامه آموزشی استاندارد بیمارستان را در زمان ترخیص دریافت خواهد کرد. در پایان مطالعه، پرسشنامه های کیفیت زندگی و تبعیت دارویی دوباره توسط هر دو گروه تکمیل خواهند شد.
یاسر سعید، عباس عبادی، حسین محمدی روشن، سید محمد سعید غیاثی، محمد حسن کلانتر، سید سید طیب مرادیان، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
هدف. پژوهش حاضر با هدف بررسی فراوانی عوارض پس از جراحی قلب باز در بازه زمانی بدو ورود بیمار به بخش تا سه روز پس از آن در بیمارستان قلب جماران در سالهای 1402-1401 انجام شد.
زمینه. با توجه به درمانهای انتخابی و پیشنهادی برای درمان بیماریهای قلبی عروقی، تعداد زیادی از بیماران تحت جراحی بایپس عروق کرونر و ترمیم یا تعویض دریچه قرار می گیرند. به تناسب فرآیند جراحی، عوارض قلبی و غیرقلبی متعددی برای این بیماران مطرح است.
روش کار. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی بود که در فاصله زمانی تیرماه 1401 تا خردادماه 1402 در شهر تهران در بیمارستان قلب جماران انجام شد. تعداد 254 بیمار کاندید جراحی قلب به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند و داده های مربوط به آنها از طریق فرم مشخصات جمعیت شناختی، فرم ثبت عوارض کوتاه مدت پس از جراحی قلب باز، و مقیاس عددی درد جمع آوری شد. بازه زمانی جمع آوری داده ها از لحظه ورود بیمار به بخش مراقبت های ویژه تا لحظه انتقال به بخش (سه روز) بود. دادههای جمع آوری شده در نرم افزاز SPSS نسخه 22 و با استفاده از آمار توصیفی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها. بیشتر بیماران مورد بررسی، جراحی دریچه یا جراحی ترکیبی دریچه و بایپس عروق کرونر (68/1 درصد) داشتند، مرد (62/3 درصد)، و دارای سابقه پرفشاری خون (60/5 درصد) بودند. میانگین سنی و کسر تخلیه ای بیماران به ترتیب، 60/4 سال و 48/4 درصد بود. در روز سوم جراحی، بیشترین فراوانی عوارض، مربوط به آتکتازی (18/9 درصد)، پلورال افیوژن (15 درصد)، و نیوموتوراکس (2/8 درصد) بود. بالاترین میانگین نمره درد، مربوط به زمان استفاده از اسپیرومتری تشویقی (3/74) و سرفه کردن (4/54) بود. از نظر دیسریتمی، بیشترین فراوانی مربوط به تاکیکاردی سینوسی (12/6 درصد) و فیبریلاسیون دهلیزی (9/6 درصد) بود.
نتیجه گیری. با توجه به فراوانی عوارض پس از جراحی قلب، برنامه ریزی هدفمند برای مدیریت این عوارض ضروری است. انجام مطالعات بیشتر با هدف علت شناسی و به تناسب، مدیریت عوامل خطر نیز پیشنهاد می شود.
دکتر علیرضا مرادی، دکتر جعفر حسنی، دکتر محمود برجعلی، دکتر بیانه عبدالله زاده، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
مقدمه. هدف پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری با بیماری در افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی بر اساس بهزیستی روانشناختی با نقش تعدیل کنندگی باورهای سلامت بود.
زمینه. باورهای بیماری به طور مستقیم با سازگاری و رفتار فرد ارتباط دارد و نتیجه این سازگاری، بر ادراک بیمار از ناتوانی و کیفیت زندگی تاثیر دارد. ارزیابی و درک موثر بیماری، درک توانایی فرد برای نشان دادن رفتارهای سازگاری و برآورد موفقیت هایش در تنظیم علایم بیماری و به دنبال آن، جستجوی بهزیستی روانی را به همراه دارد.
روش کار. پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی بود. تعداد 300 نفر از افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی مراجعه کننده به مرکز درمانی شهید دکتر قلی پور شهر بوکان به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و وارد پژوهش شدند. معیارهای ورود به مطالعه شامل ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، داشتن سواد حداقل در سطح سیکل، عدم ابتلا به بیماری حاد جسمی دیگری غیر از بیماری قلبی عروقی، عدم ابتلا بیماری حاد روانی، و تمایل به شرکت در مطالعه بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای سلامت، مقیاس سازگاری روانی با بیماری و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی استفاده شد.
یافته ها. در افراد مبتلا به بیماری قلبیعروقی، سازگاری با بیماری با بهزیستی روانشناختی و باورهای سلامتی دارای رابطه مثبت معنادار بود (0/01P≤). بهزیستی روانشناختی و باورهای سلامتی قابلیت پیش بینی سازگاری با بیماری را داشتند و باورهای سلامتی در رابطه بین بهزیستی روانشناختی و سازگاری با بیماری دارای نقش تعدیل کننده بود.
نتیجه گیری. در افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی، بهزیستی روانشناختی و باورهای سلامتی پیشبین سازگاری با بیماری هستند و باورهای سلامتی میتواند رابطه بهزیستی روانشناختی و سازگاری با بیماری را تعدیل کند.
سارا حکیمزاده، حمید پیروی، سیده عصمت حسینی، حمید حقانی، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
هدف. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط رضایتمندی از مراقبتهای پرستاری با آمادگی ترخیص در سالمندان پس از عمل جراحی قلب در مرکز آموزشی، تحقیقاتی و درمانی قلب و عروق شهید رجایی تهران بود.
زمینه. رضایت از مراقبتهای پرستاری و آمادگی برای ترخیص از بیمارستان از شاخصهای اصلی کیفیت خدمات سلامت هستند. با توجه به افزایش جمعیت سالمندان و شیوع بالای بیماریهای قلبی، اهمیت ارزیابی این دو متغیر در بیماران جراحی قلب بیشتر احساس میشود.
روشکار. پژوهش حاضر مطالعهای توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی بود که بر روی 300 بیمار سالمند بستری پس از عمل جراحی قلب انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، مقیاس رضایت از مراقبت پرستاری نیوکاسل (NSNS) و مقیاس آمادگی برای ترخیص (RHDS) بود. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آمار توصیفی وآزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد.
یافتهها. میانگین نمره رضایت از مراقبتهای پرستاری، 22/53 با انحراف معیار 4/8 بود که با توجه به اینکه نمره کسب شده از حد مطلوب در نظر گرفتهشده بالاتر بوده نشاندهنده وضعیت مطلوب و رضایت بیماران از مراقبتهای پرستاری است. میانگین نمره آمادگی برای ترخیص، 4/67 با انحراف معیار 1/98 بود و 249 نفر (83 درصد) نمره کمتر از 7 دریافت کردند که نشاندهنده آمادگی کم آنها برای ترخیص است. بین رضایت از مراقبتهای پرستاری و آمادگی برای ترخیص همبستگی مثبت و معنیداری وجود داشت (0/0001P≤، 0/46r=). جنسیت و سطح تحصیلات با رضایت از مراقبتهای پرستاری، و همچنین، سطح درآمد با آمادگی برای ترخیص رابطه معنیداری داشتند.
نتیجهگیری. یافتهها نشان داد که رضایت بیماران از مراقبتهای پرستاری با میزان آمادگی آنان برای ترخیص مرتبط است. توجه به آموزشهای حین ترخیص، بهبود تعامل پرستار و بیمار و ارتقای کیفیت مراقبتهای پرستاری میتواند موجب افزایش آمادگی سالمندان برای ترخیص شود.
علیرضا صابری علی آباد، زهرا علیزاده، امیررضا رفیعی جوزم، آلیس خاچیان، مسعود رودباری، محمدرضا زارعی، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر آموزش از راه دور مبتنی بر مدل باور بهداشتی بر سواد سلامت افراد مبتلا به نارسایی قلبی انجام گرفت.
زمینه. شواهد بسیاری نشان میدهند که سواد سلامت ناکافی با عواقب نامطلوب بیماری در افراد مبتلا به نارسایی قلبی همراه است. هرچند آموزش دادن یا نوشتن دستورالعمل ها و موارد آموزشی در طول بستری در بیمارستان و حین ترخیص به بیمار و همراهان آنها به عنوان اولین قدم اساسی محسوب میشود، اما کافی نیست و بیمار باید پیگیری شود.
روش کار. در این مطالعه کارآزمایی بالینی ۸۰ شرکتکننده به طور تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. به منظور تخصیص آزمودنیها، از تصادفیسازی بلوکی متوازن با بلوکهای دو تایی استفاده شد. گروه آزمون علاوه بر دریافت مراقبتهای استاندارد، آموزشهای ساختاریافتهای را از طریق برنامه پیامرسان ایتا و پیگیریهای پرستاری دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل تنها مراقبتهای معمول را دریافت نمودند. دادهها از طریق پرسشنامه سواد سلامت نارسایی قلبی در سه زمان پیش از مداخله، یک ماه بعد از مداخله، و سه ماه پس از مداخله جمعآوری شد.
یافتهها. نتایج نشان داد که میانگین نمرات سواد سلامت در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است (0/0001P≤)، و با اندازه اثر کوهن، قوی (2/8d=) ارزیابی شد.
نتیجهگیری. این یافتهها نشان میدهد که مداخلات آموزشی مبتنی بر مدل باور بهداشتی میتواند به طور موثری سواد سلامت و پایبندی به درمان را در افراد مبتلا به نارسایی قلبی بهبود بخشند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|