|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
23 نتیجه برای دری
محسن ضیایی، رقیه محمدتقی، رسول آذرآفرین، رضا عباس زاده، مهدی حیدری، دوره 11، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف مقایسه دو مد تطبیق کمکی و متناوب اجباری همزمان با حمایت فشاری بر برآیند جداسازی بیماران از تهویه مکانیکی پس از جراحی بای¬پس عروق کرونری انجام شد.
زمینه. نوع مد مورد استفاده برای حمایت تنفسی بیماران پس از جراحی بای¬پس عروق کرونر از اهمیت زیادی برخوردار است. مد تهویه مورد استفاده علاوه بر جلوگیری از فشار بر برش استرنوتومی بیمار باید امکان جداسازی سریع وی از دستگاه را نیز فراهم کند تا از عوارض ناشی از تهویه طولانی¬مدت جلوگیری شود.
روش کار. در این مطالعه نیمه¬تجربی، 26 بیمار با مد تطبیق کمکی به عنوان گروه آزمون و 26 بیمار با مد متناوب اجباری همزمان با حمایت فشاری به عنوان گروه کنترل پس از جراحی بای¬پس عروق کرونری در مرکز آموزشی تحقیقاتی درمانی قلب¬وعروق شهید رجایی تهران تحت تهویه مکانیکی قرار گرفتند. زمان تهویه مکانیکی و زمان خارج کردن لوله تراشه، متغیرهای همودینامیک و گازهای خون شریانی بین دو گروه مقایسه شدند. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی بررسی شدند.
یافته¬ها. از 52 بیمار مورد بررسی، 36 نفر (69/2 درصد) مرد و 16 نفر (30/8 درصد) زن بودند. میانگین زمان خارج کردن لوله تراشه در گروه تحت تهویه با مد تطبیق کمکی، 89/42 دقیقه با انحراف معیار 33/83 و در گروه مد متناوب اجباری همزمان با حمایت فشاری، 101/53 دقیقه با انحراف معیار 44/91 بود و تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه یافت نشد. میانگین مدت تهویه مکانیکی بیماران در گروه تهویه با مد تطبیق کمکی، 483/84 دقیقه با انحراف معیار 158/153 و در گروه مد متناوب اجباری همزمان با حمایت فشاری، 541/92 دقیقه با انحراف معیار 257/81 بود و تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه یافت نشد.
نتیجهگیری. استفاده از مد تطبیق کمکی برای تهویه مکانیکی پس از جراحی بای¬پس عروق کرونری تاثیری در کاهش طول مدت تهویه مکانیکی و زمان خارج کردن لوله تراشه در مقایسه با مد متناوب اجباری همزمان با حمایت فشاری نداشت. لذا استفاده از مد تطبیق کمکی برای حمایت تنفسی بیماران تحت عمل جراحی بای¬پس عروق کرونر باید با توجه به شرایط بیمار و تخصص پرستاران در نظر گرفته شود.
سروش گلستانیفر، زهرا دشتبزرگی، پرویز عسگری، علیرضا حیدری، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر زوجدرمانی هیجانمحور بر کیفیت زندگی زناشویی، پرخاشگری ارتباطی پنهان و سلامت روانشناختی مبتلایان به بیماری قلبیعروقی انجام شد.
زمینه. مبتلایان به بیماری قلبیعروقی با مشکلهای فراوانی در زندگی زناشویی و سلامت روانشناختی مواجه هستند و استفاده از روشهای زوج درمانی برای بهبود آنان ضروری است.
روش کار. این مطالعه نیمهتجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه مطالعه حاضر مبتلایان به بیماری قلبیعروقی (شامل بیماریهای پرفشاری خون، سندرم کرونری حاد، انفارکتوس میوکارد، آنژین صدری و پریکاردیت فشارنده) مراجعهکننده به بیمارستان رازی شهر اهواز در سال 1402 بودند. حجم نمونه برای هر گروه 13 زوج در نظر گرفته شد که این زوجین پس از بررسی ملاکهای ورود به مطالعه با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. گروه آزمون 8 جلسه 90 دقیقهای (دو جلسه در هفته) تحت زوج درمانی هیجانمحور قرار گرفت و در این مدت، گروه گواه هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با مقیاسهای کیفیت زندگی زناشویی (ژانگ و همکاران، 2013)، پرخاشگری ارتباطی پنهان (نلسون و کارول، 2006) و سلامت روانشناختی (نجاریان و داودی، 1380) جمعآوری و با آزمون کایاسکوئر، آزمون تی مستقل و تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند.
یافتهها. طبق نتایج، گروههای آزمون و کنترل از نظر سن، تحصیلات، مدت بیماری و نوع بیماری نمونه ها تفاوت معنیداری نداشتند. همچنین، گروهها در مرحله پیشآزمون از نظر میانگین کیفیت زندگی زناشویی، پرخاشگری ارتباطی پنهان و سلامت روانشناختی تفاوت معنیداری نداشتند، اما در مرحله پسآزمون، از نظر میانگین هر سه متغیر کیفیت زندگی زناشویی، پرخاشگری ارتباطی پنهان و سلامت روانشناختی تفاوت معنیدار آماری داشتند (0/0001P≤). به عبارت دیگر، روش زوج درمانی هیجانمحور باعث افزایش کیفیت زندگی زناشویی (0/0001P≤، 125/366F=)، کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان (0/0001P≤، 206/601F=) و بهبود سلامت روانشناختی (0/0001P≤، 175/052F=) در مبتلایان به بیماری قلبیعروقی شد.
نتیجهگیری. نتایج این مطالعه حاکی از تاثیر زوج درمانی هیجانمحور بر افزایش کیفیت زندگی زناشویی، کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان و بهبود سلامت روانشناختی مبتلایان به بیماری قلبیعروقی بود. بنابراین، مشاوران و درمانگران میتوانند از روش زوج درمانی هیجانمحور در کنار سایر روشهای درمانی موثر برای بهبود متغیرهای مرتبط با زندگی زناشویی و سلامت روانشناختی بهره ببرند.
مژگان جاودانی مسرور، الهه قادری، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف بررسی پرفشاری خون دوران بارداری و پیامدهای مامایی و نوزادی مواجهه با مواد متامفتامین در یک مرکز درمانی سطح سه در ایران انجام شد.
زمینه. متامفتامین تاثیر اصلی خود را بر مغز از طریق اثرگذاری بر سیستمهای نوروترانسمیتری مونوآمینرژیک اعمال میکند؛ به این صورت که آزادسازی دوپامین، نوراپینفرین و سروتونین را افزایش میدهد و بازجذب آنها را مهار میکند که منجر به تشدید فعالیت عصبی میگردد. متامفتامین همچنین به عنوان عامل مقلد سمپاتیک (سمپاتومیمتیک) قدرتمند با خواص تنگکننده عروق است که خطر عوارض قلبی-عروقی، از جمله پرفشاری خون، تاکیکاردی و کاردیومیوپاتی را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد. سوءمصرف متامفتامین در دوران بارداری تهدیدی جدی برای سلامت مادر و نوزاد است.
روش کار. در این مطالعه کوهورت گذشته نگر که در سال ۱۴۰۰ در بیمارستان شهید اکبرآبادی انجام شد، ۳۲۲ زن باردار شامل ۹۸ مصرفکننده مواد (گروه مورد) و ۲۲۴ زن سالم (گروه شاهد) بررسی شدند. معیارهای ورود به مطالعه شامل پرزانتاسیون سفالیک، سن حاملگی دقیق، ملیت ایرانی، اعتیاد به فقط شیشه متامفتامین (گروه مورد)، اعتیاد نداشتن به شیشه و یا هر گونه ماده مخدر (گروه شاهد)، حاملگی بالای 20 هفته به بالا، عدم ابتلا به بیماری های غددی و اتوایمیون و حاملگی تک قلو سن مادر بین 18-35 سال بود. دادهها بهصورت گذشتهنگر و با استفاده از چکلیست ساختاریافته از پروندههای پزشکی استخراج شدند. متغیرهای مادری شامل سن، سطح تحصیلات، مواد خاص مصرفی و عوارض مامایی شامل پره اکلامپسی، پرفشاری خون دوران بارداری، پارگی زودرس پرده های جنینی و دکولمان جفت بود. دادهها از پروندههای پزشکی استخراج و با روشهای آماری تحلیل گردید.
یافتهها. گروه مورد مسنتر، با تحصیلات کمتر و اغلب (75/5 درصد) مصرفکننده متامفتامین بودند. عوارض مادری شامل پارگی زودرس پرده های جنینی (32/3 درصد)، پرفشاری خون دوران بارداری (20/4 درصد) و پرهاکلامپسی (9/2 درصد) در گروه مورد بهطور معناداری شایعتر از گروه شاهد بود. نوزادان این گروه نیز نرخهای بسیار بالاتری از سندرم زجر تنفسی (49 درصد)، محدودیت رشد داخل رحمی و بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزرادان (71/4 درصد) داشتند.
نتیجهگیری. مواجهه پره ناتال با متامفتامین پیشبینیکننده مهمی برای اختلالات فشار خون مادری و آسیبهای عصبی نوزادی (محدودیت رشد مغز) است. با توجه به موربیدیتی بالای نوزادی، غربالگری همگانی و مراقبتهای چندتخصصی برای این جمعیت آسیبپذیر ضروری است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|