|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای اضطراب سلامت
میترا حسنهزاده کیانی، زهرا دشتبزرگی، مرجان علیزاده، دوره 10، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر آموزش مثبتنگری و آموزش سبکزندگی ارتقاءدهنده سلامت بر بهزیستی روانشناختی و اضطراب سلامت در افراد مبتلا به بیماری قلبیعروقی انجام شد.
زمینه. افراد مبتلا به بیماری قلبیعروقی دارای مشکلاتی در زمینه بهزیستی روانشناختی و اضطراب سلامت هستند و از روشهای احتمالا موثر در بهبود ویژگیهای مذکور میتوان به آموزش مثبتنگری و آموزش سبکزندگی ارتقاءدهنده سلامت اشاره کرد.
روش کار. مطالعه حاضر نیمهتجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش افراد مبتلا به بیماری قلبیعروقی مراجعهکننده به بیمارستان گلستان شهر اهواز در سال 1400 بودند. نمونه پژوهش 60 نفر بودند که پس از بررسی معیارهای ورود به مطالعه، با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه مساوی جایگزین شدند. هر یک از گروههای مداخله، 8 جلسه 90 دقیقهای تحت آموزش مثبتنگری یا آموزش سبکزندگی ارتقاءدهنده سلامت قرار گرفتند و در این مدت گروه کنترل آموزشی ندید. دادهها با فرم اطلاعات جمعیتشناختی، فرم کوتاه سیاهه اضطراب سلامت، و پرسشنامه تجدیدنظرشده بهزیستی روانشناختی گردآوری و با آزمونهای کایدو، تحلیل واریانس تکمتغیری، تحلیل کوواریانس چندمتغیری، و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرمافزار SPSS نسخه 19 تحلیل شدند.
یافتهها. گروههای مداخله و کنترل از نظر جنسیت، سطح تحصیلات، سن و مدت ابتلاء به بیماریهای قلبیعروقی تفاوت معنیداری نداشتند. همچنین، هر دو روش آموزش مثبتنگری و آموزش سبکزندگی ارتقاءدهنده سلامت در مقایسه با گروه کنترل باعث افزایش بهزیستی روانشناختی و کاهش اضطراب سلامت در افراد مبتلا به بیماری قلبیعروقی شدند (0/0001≥P)، اما بین روشهای مداخله در هیچیک از متغیرهای بهزیستی روانشناختی و اضطراب سلامت تفاوت معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری. نتایج حاکی از تاثیر هر دو روش آموزش مثبتنگری و آموزش سبکزندگی ارتقاءدهنده سلامت بر افزایش بهزیستی روانشناختی و کاهش اضطراب سلامت و عدم تفاوت معنیدار بین آنها در افزایش بهزیستی روانشناختی و کاهش اضطراب سلامت بود. بنابراین، درمانگران و متخصصان سلامت میتوانند از هر دو روش برای بهبود ویژگیهای مرتبط با سلامت استفاده کنند.
الهام توکلی، فاطمه گلشنی، آنیتا باغداساریانس، دوره 14، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
خلاصه
هدف. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل علی اضطراب سلامت براساس معنویت با میانجیگری اجتناب شناختی در پرستاران بخشهای مراقبت ویژه انجام شد.
زمینه. اضطراب سلامت به عنوان یکی از چالشهای عمده روانی در محیطهای درمانی، بهویژه در میان پرستاران بخشهای مراقبت ویژه که با فشارهای روانی و عاطفی بالایی مواجه هستند، تاثیرات مخربی بر عملکرد شغلی و سلامت فردی دارد.
روش کار. در این مطالعه توصیفی همبستگی، جامعه آماری شامل تمام پرستاران زن و مرد شاغل در بخشهای مراقبت ویژه شهر تهران (منطقه 3) در بهار و تابستان سال 1403 بود، که از میان آنها، 267 نفر به صورت نمونهگیری سهمیهای غیرتصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامههای اضطراب سلامت سالکوسکیس و همکاران، معنویت پارسیان و دونینگ، و اجتناب شناختی سکستون و داگاس پاسخ دادند. دادهها با روش معادلات ساختاری در نرمافزار آموس نسخه 26 تحلیل شد.
یافته ها. نتایج مدلسازی نشان داد که مدل پیشنهادی، برازش مطلوبی با دادهها دارد و توانسته است ۶۷ درصد از واریانس اضطراب سلامت را در این جامعه تبیین کند. ضریب مسیر معنویت به اجتناب شناختی منفی و معنادار بود (0/001P≤، 0/506-=β) و ضریب مسیر اجتناب شناختی به اضطراب سلامت مثبت و معنادار به دست آمد (0/001P≤، 0/569=β). همچنین، اثر مستقیم معنویت بر اضطراب سلامت منفی و معنادار بود (0/001P≤، 0/367-=β) و اثر غیرمستقیم معنویت بر اضطراب سلامت از طریق اجتناب شناختی برابر با ۰/۲۸۸-=β گزاارش شد. اثر کل معنویت بر اضطراب سلامت نیز منفی و معنادار بود (0/001P≤، 0/655-=β).
نتیجه گیری. معنویت و اجتناب شناختی دو مولفه محوری در تبیین اضطراب سلامت هستند. این نتایج بر اهمیت نقش همزمان منابع معنوی درونی و راهبردهای شناختی در فهم ساختار اضطراب سلامت تاکید دارد و پشتوانهای نظری برای طراحی مداخلات روانشناختی جهت ارتقای سلامت روان در پرستاران بخشهای مراقبت ویژه فراهم میآورد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|