|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
علیرضا صابری علی آباد، زهرا علیزاده، امیررضا رفیعی جوزم، آلیس خاچیان، مسعود رودباری، محمدرضا زارعی، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر آموزش از راه دور مبتنی بر مدل باور بهداشتی بر سواد سلامت افراد مبتلا به نارسایی قلبی انجام گرفت.
زمینه. شواهد بسیاری نشان میدهند که سواد سلامت ناکافی با عواقب نامطلوب بیماری در افراد مبتلا به نارسایی قلبی همراه است. هرچند آموزش دادن یا نوشتن دستورالعمل ها و موارد آموزشی در طول بستری در بیمارستان و حین ترخیص به بیمار و همراهان آنها به عنوان اولین قدم اساسی محسوب میشود، اما کافی نیست و بیمار باید پیگیری شود.
روش کار. در این مطالعه کارآزمایی بالینی ۸۰ شرکتکننده به طور تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. به منظور تخصیص آزمودنیها، از تصادفیسازی بلوکی متوازن با بلوکهای دو تایی استفاده شد. گروه آزمون علاوه بر دریافت مراقبتهای استاندارد، آموزشهای ساختاریافتهای را از طریق برنامه پیامرسان ایتا و پیگیریهای پرستاری دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل تنها مراقبتهای معمول را دریافت نمودند. دادهها از طریق پرسشنامه سواد سلامت نارسایی قلبی در سه زمان پیش از مداخله، یک ماه بعد از مداخله، و سه ماه پس از مداخله جمعآوری شد.
یافتهها. نتایج نشان داد که میانگین نمرات سواد سلامت در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است (0/0001P≤)، و با اندازه اثر کوهن، قوی (2/8d=) ارزیابی شد.
نتیجهگیری. این یافتهها نشان میدهد که مداخلات آموزشی مبتنی بر مدل باور بهداشتی میتواند به طور موثری سواد سلامت و پایبندی به درمان را در افراد مبتلا به نارسایی قلبی بهبود بخشند.
سیده زهرا حسینی، حانیه غلام نژاد، مرتضی محمدزاده، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
خلاصه
هدف. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط حمایت اطلاعاتی با اضطراب در اعضای خانواده های بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه در مراکز منتخب آموزشی درمانی شهر همدان در سال 1403 بود.
زمینه. بسیاری از خانوادههای بیماران به دلیل عدم آشنایی با محیط بخش مراقبت ویژه و فرآیند درمان دچار اضطراب میشوند و این ناآگاهی میتواند منجر به احساس ناامنی و ترس در آنها گردد. همچنین، تغییرات سریع وضعیت بیمار در بخش مراقبت ویژه میتواند نگرانی و اضطراب خانوادهها را افزایش دهد.
روش کار. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفیتحلیلی از نوع همبستگی بود که بر روی 191 نفر از اعضای خانواده بیماران بستری در بخشهای مراقبت ویژه مراکز منتخب آموزشی درمانی شهر همدان انجام شد. این افراد با روش نمونهگیری در دسترس و لحاظ کردن معیارهای ورود وارد مطالعه شدند. شرکتکنندگان در این مطالعه پس از امضای فرم رضایت آگاهانه، پرسشنامههای اطلاعات جمعیت شناختی، اضطراب اسپیلبرگر و حمایت اطلاعاتی را کامل کردند و در نهایت، تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی بررسی شد.
یافته ها. میانگین نمره اضطراب شرکتکنندگان، 45/70 با انحراف معیار 6/62 بود و اضطراب بیشتر آنها در دامنه متوسط قرار داشت. همچنین، میانگین نمره حمایت اطلاعاتی، 46/18 با انحراف معیار 9/78 شد. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین حمایت اطلاعاتی و سطح اضطراب رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (0/006P=، 0/29r=). تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد که بین سطح تحصیلات و اضطراب خانوادهها ارتباط معناداری وجود دارد (0/006P=، 0/29F=). همچنین، حمایت اطلاعاتی با سطح تحصیلات و شغل افراد رابطه معناداری داشت. بین سایر متغیرهای جمعیتشناختی با اضطراب و حمایت اطلاعاتی ارتباطی یافت نشد.
نتیجه گیری. اضطراب در خانواده بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه، شایع و معمولا با شدت متوسط است. عوامل مرتبط شامل محیط پرتنش، ناآگاهی از وضعیت بیمار و تحصیلات هستند. افزایش حمایت اطلاعاتی توسط کادر درمان باعث کاهش اضطراب نمیشود و گاهی آن را افزایش میدهد که به نحوه ارائه اطلاعات و وضعیت روانی خانوادهها مرتبط است. این یافتهها اهمیت توجه به ویژگیهای جمعیتشناختی در طراحی مدلهای حمایت از خانواده و اطلاعرسانی را نشان میدهد. راهبردهایی مانند بازدید آزاد، آموزش، مشارکت خانواده و حضور روانشناس توصیه میشود.
الهام توکلی، فاطمه گلشنی، آنیتا باغداساریانس، دوره 14، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
خلاصه
هدف. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل علی اضطراب سلامت براساس معنویت با میانجیگری اجتناب شناختی در پرستاران بخشهای مراقبت ویژه انجام شد.
زمینه. اضطراب سلامت به عنوان یکی از چالشهای عمده روانی در محیطهای درمانی، بهویژه در میان پرستاران بخشهای مراقبت ویژه که با فشارهای روانی و عاطفی بالایی مواجه هستند، تاثیرات مخربی بر عملکرد شغلی و سلامت فردی دارد.
روش کار. در این مطالعه توصیفی همبستگی، جامعه آماری شامل تمام پرستاران زن و مرد شاغل در بخشهای مراقبت ویژه شهر تهران (منطقه 3) در بهار و تابستان سال 1403 بود، که از میان آنها، 267 نفر به صورت نمونهگیری سهمیهای غیرتصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامههای اضطراب سلامت سالکوسکیس و همکاران، معنویت پارسیان و دونینگ، و اجتناب شناختی سکستون و داگاس پاسخ دادند. دادهها با روش معادلات ساختاری در نرمافزار آموس نسخه 26 تحلیل شد.
یافته ها. نتایج مدلسازی نشان داد که مدل پیشنهادی، برازش مطلوبی با دادهها دارد و توانسته است ۶۷ درصد از واریانس اضطراب سلامت را در این جامعه تبیین کند. ضریب مسیر معنویت به اجتناب شناختی منفی و معنادار بود (0/001P≤، 0/506-=β) و ضریب مسیر اجتناب شناختی به اضطراب سلامت مثبت و معنادار به دست آمد (0/001P≤، 0/569=β). همچنین، اثر مستقیم معنویت بر اضطراب سلامت منفی و معنادار بود (0/001P≤، 0/367-=β) و اثر غیرمستقیم معنویت بر اضطراب سلامت از طریق اجتناب شناختی برابر با ۰/۲۸۸-=β گزاارش شد. اثر کل معنویت بر اضطراب سلامت نیز منفی و معنادار بود (0/001P≤، 0/655-=β).
نتیجه گیری. معنویت و اجتناب شناختی دو مولفه محوری در تبیین اضطراب سلامت هستند. این نتایج بر اهمیت نقش همزمان منابع معنوی درونی و راهبردهای شناختی در فهم ساختار اضطراب سلامت تاکید دارد و پشتوانهای نظری برای طراحی مداخلات روانشناختی جهت ارتقای سلامت روان در پرستاران بخشهای مراقبت ویژه فراهم میآورد.
الناز پازکی، فیدان شبانی، مرضیه میر تاج الدینی، سمیرا چای بخش، مریم مرادیان، حمیده یوسفی ماوی، کامبیز مظفری، دوره 14، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط فعالیت فیزیکی و کیفیت خواب در افراد مبتلا به نارسایی قلب در انستیتو آموزشی تحقیقاتی درمانی قلبوعروق شهید رجایی انجام شد.
زمینه. اختلالات خواب یکی از شایعترین و آزاردهندهترین مشکلات در افراد مبتلا به نارسایی قلبی است که کیفیت زندگی را کاهش میدهد و میتواند تاثیر قابل توجهی بر فعالیتهای روزانه و سلامتی بیماران داشته باشد. همچنین، ناتوانی و عدم تحمل فعالیت در نارسایی قلب شایع است و میتواند منجر به احساس خستگی در بیماران شود و سبک زندگی آنان را تغییر دهد.
روش کار. در این پژوهش توصیفی-همبستگی، 125 بیمار مراجعهکننده به درمانگاه نارسایی قلب انستیتو آموزشی تحقیقاتی درمانی قلبوعروق شهید رجایی به روش نمونهگیری مستمر انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از سه پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، کیفیت خواب پیتزبورگ و سنجش فعالیت فیزیکی (IPAQ) استفاده شد. اطلاعات جمعآوری شده، در نرمافزار SPSS با استفاده از کایدو و کایدو برای روند تحلیل شدند.
یافتهها. در این مطالعه کیفیت خواب به طور کلی، در 53/6 درصد از بیماران نامطلوب و در 46/4 درصد از بیماران مطلوب گزارش شد. بین کیفیت خواب و متغیرهای دموگرافیک رابطه معناداری وجود نداشت. میزان فعالیت فیزیکی بیماران در طی هفته گذشته برای 47/2 درصد از بیماران، سبک؛ برای 20 درصد بیماران، متوسط؛ و برای 32/8 درصد از بیماران، شدید بود. بین سطوح فعالیت فیزیکی و متغیرهای دموگرافیک رابطه معناداری دیده نشد، اما بین اختلال روماتولوژیک و سطح فعالیت فیزیکی رابطه معنادار بود (0/011=P). در این مطالعه، هیچ ارتباط معناداری بین سطوح فعالیت فیزیکی و سطوح کیفیت خواب بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مشاهده نشد.
نتیجهگیری. کیفیت خواب در بیشتر بیماران مبتلا به نارسایی قلبی نامطلوب و میزان فعالیت فیزیکی در اکثر آنها سبک بود. بین کیفیت خواب و سطوح فعالیت فیزیکی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی رابطه معناداری یافت نشد. ارائهدهندگان خدمات سلامت باید در برنامههای درمانی خود رویکردهای مناسبی در زمینه فعالیت فیزیکی و بهبود کیفیت خواب برای بیماران مبتلا به نارسایی قلبی اتخاذ کنند.
زهرا جعفری، عاطفه شمسی، دوره 14، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه مروری با هدف جمعبندی شواهد موجود درباره تاثیر مولفههای مختلف مراقبت تکاملی بر پیامدهای فیزیولوژیک، تغذیهای، رفتاری و خانوادگی نوزادان مبتلا به بیماری قلبی و شناسایی چالشهای اجرایی این مراقبت در بخشهای مراقبت ویژه قلبی انجام شد.
زمینه. بیماریهای قلبی بدو تولد از شایعترین ناهنجاریهای نوزادان محسوب میشوند و نوزادان مبتلا، بهویژه آنهایی که تحت جراحی قلب باز و بستری طولانیمدت در بخش مراقبت ویژه قلبی قرار میگیرند، در معرض خطر قابلتوجه تاخیر رشد عصبیتکاملی هستند. مراقبت تکاملی بهعنوان رویکردی خانوادهمحور برای کاهش استرس محیطی و حمایت از رشد مغز نوزاد در این جمعیت پرخطر مطرح شده است، اما اجرای آن در بخشهای قلب نوزادان همچنان همراه با چالش و بهصورت محدود باقی مانده است.
روشکار. در این مرور روایتی، کلیدواژههای مراقبت تکاملی، بیماری قلبی، نوزاد، مراقبت کانگورویی، رشد عصبیتکاملی، و بخش مراقبت ویژه قلبی و معادل انگلیسی آنها در بازه زمانی ۲۰۱6 تا 2025 در موتورهای جستجو و بانکهای دادهای شامل PubMed، Scopus، Web of Science و موتورجستجوی Google Scholar و در پایگاههای دادهای فارسی شامل IranDoc و SID جستجو شدند و بر اساس این جستجو، تعداد 15 مقاله پژوهشی و مروری منتشرشده در بازه زمانی سالهای ۲۰۱6 تا 2025 که بهطور مستقیم به مراقبت تکاملی، پیامدهای عصبیرفتاری و مشارکت خانواده در نوزادان مبتلا به بیماری قلبی پرداخته بودند، غربالگری و تحلیل شدند.
یافته ها. یافتهها در چهار محور اصلی دستهبندی شدند: ۱) نقش مراقبت تکاملی در ثبات همودینامیک و کاهش مدت تهویه مکانیکی، ۲) تاثیر مداخلات بر الگوی تغذیه و افزایش وزن، ۳) نقش مشارکت والدین و مراقبت کانگورویی بر کاهش استرس و بهبود امتیازات رفتاری، و ۴) موانع اجرایی مراقبت تکاملی در بخشهای مراقبت ویژه قلبی از جمله کمبود آموزش، منابع و اولویتهای رقابتی بالینی.
نتیجهگیری. شواهد موجود، هرچند بهطور عمده از مطالعات مشاهدهای و کیفی با حجم نمونه محدود به دست آمدهاند، بهطور یکپارچه از تاثیر مثبت مراقبت تکاملی بر پیامدهای کوتاهمدت نوزادان مبتلا به بیماری قلبی حمایت میکنند. توسعه راهنماهای بالینی استاندارد، آموزش کادر پرستاری و مشارکت فعال خانواده از اولویتهای اصلی برای بهبود این مراقبت در آینده است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|