|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
12 نتیجه برای نجفی قزلجه
طاهره نجفی قزلجه، مریم شهیدی، دوره 3، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده
خلاصه هدف. هدف این مقاله بررسی مروری مطالعات مربوط به آموزش خودمراقبتی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پرفشاری خون می باشد. زمینه. پرفشاری خون یکی از بزرگترین مشکلات مزمن بهداشتی جهان و از عوامل خطر عمده بیماری های قلبی عروقی است. یکی از اهداف عمده ی مراقبت های بهداشتی بالا بردن سطح کیفیت زندگی است و بیان شده است که آموزش خودمراقبتی می تواند در بهبود کیفیت زندگی موثر باشد. به دلیل نیاز به شناسایی روند مطالعات مربوط به آموزش خودمراقبتی و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به پرفشاری خون، انجام بررسی مروری ضروری به نظر می رسد. روش کار. این مقاله به مرور مطالعات 15 سال اخیر در رابطه با آموزش خودمراقبتی و کیفیت زندگی در مبتلایان به پرفشاری خون پرداخته است که از طریق بانک های اطلاعاتی Science Direct، PubMed، Cochrane، Medline، SID، Scopus،CINAHL، OVID، Iran Doc، و Magiranبا جستجوی کلیدواژه های quality of life، hypertensive patientsو self-care educational programو معادل فارسی آنها انجام شد. یافته ها. مرور متون نشان داد که مطالعات کمی در زمینه بررسی اثربخشی برنامه های آموزشی بر کیفیت زندگی مبتلایان به پرفشاری خون صورت گرفته است. یافته ها نشان داد که مبتلایان به پرفشاری خون کیفیت زندگی پایین دارند. در برخی مطالعات از روش های مختلف آموزشی در تلاش برای بهبود پیامدهای بالینی این بیماران استفاده شده است و برخی نشان دهنده تأثیر مثبت برنامه آموزش خودمراقبتی بر کیفیت زندگی این بیماران بوده اند. نتیجه گیری. کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به پرفشاری خون پایین است. با توجه به محدودیت مطالعات و اهمیت ارتقای کیفیت زندگی، انجام مطالعاتی در زمینه بررسی تأثیر آموزش خودمراقبتی بر کیفیت زندگی مبتلایان به پرفشاری خون ضروری به نظر می رسد.
طاهره نجفی قزلجه، حسین صالح زاده، فروغ رفیعی، حمید حقانی، دوره 3، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه به بررسی تاثیر موسیقی بر اضطراب مبتلایان به نارسایی قلبی می پردازد.
زمینه. اضطراب به عنوان مسئله ای روانشناختی موجب افزایش ضربان قلب، تعداد تنفس و فشار خون می شود که این موارد برای بیماران قلبی، به ویژه مبتلایان به نارسایی قلب بسیار مضر می باشند.
روش کار. مطالعه حاضر به صورت کارآزمایی بالینی در بیمارستان شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این پژوهش، در هر گروه(کنترل و موسیقی درمانی) 30 بیمار بستری مبتلا به نارسایی قلبی به روش در دسترس انتخاب شدند. سپس بیماران با استفاده از روش تصادفی ساده در گروه ها تخصیص داده شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل فرم مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه اضطراب آشکار اشپیل برگر بود. در گروه موسیقی، برای هر بیمار بر حسب علاقه، دو مورد از سه نوع موسیقی بدون کلام کلاسیک، ملایم و سنتی ایرانی هر روز از طریق ضبط صوت و هدفون به مدت ۲۰ دقیقه تا سه روز متوالی پخش شد. میزان اضطراب بیماران هر روز قبل از مداخله و ۲۰ دقیقه بعد مداخله اندازه گیری و مقایسه شد. سپس اطلاعات جمع آوری شده با کمک نرم افزار SPSS با آزمون های آماری تست دقیق فیشر، تی زوج و تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها. تفاوت معنی داری بین دو گروه کنترل و مداخله موسیقی از نظر شدت اضطراب وجود داشت. همچنین، قبل و بعد از اجرای موسیقی، تفاوت معنی داری از نظر شدت اضطراب در بیماران گروه مداخله وجود داشت (p<0.0001).
نتیجه گیری. نتایج نشان داد که موسیقی موجب کاهش معنی دار میانگین نمره اضطراب بیماران مبتلا به نارسایی قلب می شود. بنابراین، با توجه به اهمیت کاهش اضطراب مبتلایان به نارسایی قلبی پیشنهاد می شود که در مراقبت از این بیماران از مداخله موسیقی استفاده شود.
طاهره نجفی قزلجه، مریم شهیدی، شهرزاد غیاثوندیان، حمید حقانی، دوره 4، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
هدف. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر اجرای برنامه آموزشی خودمراقبتی چند رسانه ای بر کیفیت زندگی مبتلایان به پرفشاری خون انجام شد.
زمینه. پرفشاری خون به علت عوارض و مرگ بالا یک مشکل عمده بهداشتی محسوب می شود و به علت کاستی هایی که در توانایی های فرد ایجاد می کند، کیفیت زندگی وی را تحت تأثیر قرار می دهد.
روش کار. این مطالعه کارآزمایی بالینی از نوع نیمه تجربی با گروه کنترل در بیمارستان شهداء محمودآباد وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام گردید. در این پژوهش 70 بیمار دارای شرایط ورود به مطالعه به روش در دسترس انتخاب شدند. جهت جلوگیری از انتقال اطلاعات بین گروه ها توسط بیماران، نمونه های گروه های آزمون و کنترل به طور جداگانه در روزهای زوج و فرد وارد مطالعه شدند. پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36 قبل از انجام مداخله و سه ماه پس از مداخله توسط هر دو گروه آزمون و کنترل تکمیل گردید. بیماران گروه کنترل آموزش های معمول بخش را دریافت کردند. بیماران گروه آزمون در سه جلسه آموزش خودمراقبتی 20 دقیقه ای به صورت چهره به چهره شرکت کردند و بسته آموزشی شامل کتابچه و لوح فشرده آموزشی را دریافت کردند. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 21 و با آزمون های آماری کای اسکوئر، تست دقیق فیشر، تی مستقل، و تی زوج مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها. قبل از مداخله، بین دو گروه آزمون و کنترل از نظر میانگین کیفیت زندگی تفاوت معنی دار آماری وجود نداشت، اما سه ماه پس از آموزش، تفاوت معنی دار آماری بین دو گروه مشاهده شد (0/0001p<). همچنین، در گروه آزمون، قبل از مداخله و 3 ماه پس از آن، تفاوت معنی دار آماری بین نمره کل و ابعاد کیفیت زندگی مشاهده شد (0/0001p<).
نتیجه گیری. اجرای برنامه آموزشی خودمراقبتی می تواند باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پرفشاری خون شود. پیشنهاد می شود با اجرای این برنامه آموزشی برای بیماران مبتلا به پرفشاری خون توسط مراقبین بهداشتی، به ویژه پرستاران، گامی موثر در جهت ارتقاء کیفیت زندگی این بیماران برداشته شود.
طاهره نجفی قزلجه، لیلا کلهر، دوره 4، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
هدف. در این مقاله مروری سعی شده است پیامدهای بالینی تزریق خون در بیماران تحت عمل جراحی بای پس عروق کرونر بررسی شود.
زمینه. علی رغم تلاش ها برای کاهش استفاده از فرآورده های خونی در جراحی های قلب، مصرف آن همچنان بالا می باشد. خون بایستی به عنوان یک منبع کمیاب در نظر گرفته شود که می تواند پیامدهایی را به دنبال داشته باشد.
روش کار. در این بررسی مروری، مقالات پژوهشی منتشر شده بین سال های 2002 تا 2015 با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی PubMed و Science Direct و منابع کتابخانه ای با کلیدواژه های تزریق خون، عوارض تزریق خون، پیامدهای بالینی، جراحی بای پس قلبی ریوی و معادل انگلیسی آنها، مقالات مربوط مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها. از مجموع 15 مقاله مورد بررسی مشخص گردید که بقا در طی 30 روز اول و همچنین، در طی سال اول پس از جراحی قلب در بین بیماران با تزریق خون به طور معنی داری کمتر از بیماران بدون تزریق خون می باشد. وقوع مرگ در دوره کوتاه مدت و بلندمدت بعد از جراحی نیز در بین بیماران با تزریق خون به طور معنی داری بیشتر از بیماران بدون تزریق خون است. همچنین، عوارضی از قبیل فیبریلاسیون دهلیزی، عفونت ، پنومونی و سکته مغزی نیز به طور معنی داری در بین بیماران دریافت کننده خون بالاتر است.
نتیجه گیری. تزریق خون برای بیمار تحت جراحی قلب باعث افزایش مرگ، افزایش اقامت در بیمارستان و عوارض متعدد دیگر می شود و نیاز است سیاست تزریق خون محدود در برابر تزریق خون آزاد در مراکز جراحی قلب در نظر گرفته شود.
طاهره نجفی قزلجه، کاظم آخوندزاده، دوره 4، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
خلاصه هدف. این مقاله با هدف مرور مطالعات مربوط به محدودیت سدیم و تبعیت از آن در بیماران مبتلا به نارسایی قلب تدوین شده است. زمینه.در دههگذشته افزایش چشمگیری در شیوع و بروزنارسایی مزمن قلب وجود داشته است.درمان غیردارویی و غیرجراحی نقش مهمی در درمان نارسایی قلبی مزمن دارد و مصرف سدیم پایین با کاهش تجمع مایعات در بدن می تواند باعث بهبود علائم بیماری و جلوگیری از بدتر شدن آن شود، ولی تبعیت از رهنمودهای های تغذیه ای اغلب کمتر از رعایت رژیم دارویی است. روش کار.جستجوی مطالعات 15 سال اخیر درباره محدودیت سدیم در مبتلایان به نارسایی قلب از طریق پایگاه های علمی Pubmedو Science directبا کلیدواژه های adherence، low-sodum diet، heart failure، sodium restriction، و low-salt dietو معادل فارسی آنها انجام شد. یافته ها.در مطالعات مرور شده روش سنجش سدیم دریافتی و تبعیت بیماران از محدودیت سدیم متفاوت بودند. از طرفی، با وجود اینکه اساس مدیریت نارسایی قلب، محدودیت سدیم بیان شده است اما همچنان در مورد مفید بودن آن توافق نظر نیست. همچنین، مشخص شد که رهنمود صریح و مشخصی برای محدودیت سدیم در نارسایی قلب وجود ندارد و درصد کمی از بیماران از محدودیت مصرف سدیم تبعیت داشتند. مطالعات محدودی در زمینه عوامل موثر بر افزایش تبعیت از رژیم غذایی کم سدیم در مبتلایان به نارسایی قلب انجام شده است و روش های غیردارویی از جمله آموزش و مشاوره در افزایش تبعیت بیماران موفق نبوده اند. نتیجه گیری.نیاز است تحقیقات بیشتری با کیفیت متدولوژیکی بالاتر، حجم نمونه بیشتر و استفاده از رویکرد مناسب و دقیق برای اندازه گیری سدیم دریافتی صورت گیرد. همچنین، دستیابی به یک رژیم غذایی کم سدیم، ممکن اما مشکل است، هرچند توافق نظر در مورد مقدار دقیق کاهش مصرف سدیم در روز نیست، اما به نظر می رسد رعایت محدودیت مصرف آن می تواند به بهبود علایم و کیفیت زندگی مبتلایان به نارسایی قلب کمک کند. اجرای مداخلات مبتنی بر نظریه و مداخلات خانواده محور شاید بتوانند در روند بهبود تبعیت بیماران از رژیم غذایی با محدودیت سدیم کمک نمایند، هر چند نیاز است مطالعات بیشتری در این زمینه صورت گیرد.
دکتر طاهره نجفی قزلجه، آقای حسین صالح زاده، دکتر فروغ رفیعی، دوره 5، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
خلاصه هدف.این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر ماساژ سوئدی و
موسیقی ترجیحی بر اضطراب انجام شد.
زمینه. یکی از اهداف اقدامات پرستاری، فراهم کردن
آسایش بیماران است. بکارگیری درمان های مکمل از جمله ماساژ سوئدی و موسیقی ترجیحی بیمار
ممکن است در بهبود اضطراب موثر باشد. روش کار. مطالعه حاضر به صورت نیمه تجربی با طرح
پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل در بیمارستان دکتر شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهراندر
سال های 1392 و 1393 انجام شد. در این پژوهش، در هر گروه (گروه های کنترل، ماساژ سوئدی
و موسیقی درمانی)،30 بیمار بستری مبتلا به نارسایی مزمن قلبی به روش در دسترس انتخاب
شدند. سپس بیماران با استفاده از روش تصادفی ساده در گروه ها تخصیص داده شدند. جهت
جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب آشکار اشپیل برگر استفاده شد. در گروه ماساژ،
ماساژ پشت به روش سوئدی با روغن بادام، هرروزبعد از زمان ملاقات به مدت 20 دقیقه درسهروز
متوالی انجام شد. درگروه موسیقی نیز برای هر بیمار بر حسب علاقه، دو مورد ازسه نوع
موسیقی بدون کلام کلاسیک، ملایم و سنتی ایرانی هر روز ازطریق ضبط صوت و هدفون به مدت 20 دقیقه در سه روز متوالی پخش شد. اضطراب آشکار
بیماران، هر روز قبل از مداخله و 15 دقیقه بعد از مداخله اندازه گیری و مقایسه شد. داده
های جمع آوری شده با کمک نرم افزار SPSSنسخه 21 با آزمون های آماری
فیشر، آنالیز واریانس و تی زوج مستقل تحلیل شدند. یافته ها. ماساژ سوئدی و موسیقی ترجیحی موجب کاهش
معنی دار اضطراب بیماران مبتلا به نارسایی مزمن قلب شد، هر چند ماساژ سوئدی نسبت به
موسیقی ترجیحی اضطراب را بیشتر کاهش داد (0/0001≥p). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد بیمارانی
که ماساژ سوئدی دریافت کردند، اضطراب کمتری داشتند. با توجه به اهمیت مدیریت اضطراب
در بیماران قلبی پیشنهاد می شود که در مراقبت این بیماران از ماساژ سوئدی استفاده گردد.
طاهره نجفی قزلجه، لیلا سیفی، دوره 5، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
خلاصه هدف. هدف این مقاله، مروری بر مطالعات مربوط به
خستگی در بیماران مبتلا به نارسایی قلب می باشد. زمینه. خستگی یک احساس ذهنی و چندعاملی در
مبتلایان به نارسایی قلب می باشد. با وجود این که خستگی علامت مهمی در نارسایی قلب
است، اما دانش کمی در این زمینه وجود دارد. همچنین، خستگی به عنوان از منظر ارایه
دهندگان خدمات سلامت به عنوان یک چالش است و رهنمودهای بالینی کمتر به مقوله خستگی
این بیماران پرداخته اند. روش کار. این مقاله به مرور مطالعات مربوط به
خستگی در مبتلایان به نارسایی قلب می پردازد که از طریق پایگاه های علمی PubMed
و Science direct با جستجوی
کلیدواژه های heart failure، related factors، predictors، و fatigue
و معادل فارسی آنها یافت شدند. یافته ها. مرور متون نشان داد شیوع خستگی در
مبتلایان به نارسایی قلب بالا است و نتایج متفاوتی در زمینه شدت آن در
مبتلایان گزارش شده است. خستگی و روند فزاینده آن به موازات پیشرفت بیماری با کاهش
کیفیت زندگی و پیامدهای بالینی منفی نارسایی قلب همراه می باشد. در مطالعات مختلف
عوامل متعددی از جمله ماهیت بیماری و نیز عوامل روانی به ویژه افسردگی به عنوان
پیش بینی کننده های خستگی و شدت آن در بیماران با نارسایی قلب گزارش شده اند. در
مرور صورت گرفته مطالعات کمی با هدف تعیین تاثیر مداخلات غیردارویی بر مدیریت
علایم این بیماران یافت شد. نتیجه گیری. با توجه به شیوع بالای خستگی در
مبتلایان به نارسایی قلب، نیاز است اقداماتی به موقع جهت کاهش آن در مبتلایان به
نارسایی قلب توسط تیم سلامت، به ویژه پرستاران اتخاذ شود تا احساس خوب بودن در این
افراد افزایش یابد. همچنین، با توجه به محدودیت مطالعات و اهمیت کاهش خستگی، انجام مطالعاتی در زمینه بررسی تأثیر روش های غیردارویی بر مدیریت علایم (به
ویژه خستگی) در این بیماران ضروری به نظر می رسد.
طاهره نجفی قزلجه، حجت اله صدقیان، فاطمه محدث اردبیلی، دوره 5، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر روش آرام سازی بنسون بر اضطراب پرستاران بخش های مراقبت ویژه انجام شد.
زمینه. اضطراب یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار بر پرستاران است که بر کیفیت مراقبت ارئه شده آنان به بیماران تاثیر قابل توجهی دارد. برخی مداخلات مکمل از جمله روش آرام سازی بنسون ممکن است بر اضطراب اثر بگذارد.
روش کار. این پژوهش یک مطالعه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود که بر روی 63 پرستار بخش های مراقبت ویژه مرکز آموزشی درمانی شهید رجایی تهران در سال 1394 انجام گرفت. نمونه ها به روشطبقه ای براساس بخش محل کار انتخاب شدند و تخصیص واحدهای پژوهش در دو گروه کنترل و مداخله به صورت تصادفی ساده صورت گرفت. روش آرام سازی بنسون توسط پرستاران در گروه آزمون به مدت 20 دقیقه، دوبار در روز با حداقل فاصله شش ساعت، برای دو هفته انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامه اضطراب آشکار اشپیل برگر استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های کای دو، تی مستقل، دقیق فیشر و آنالیز واریانس با اندازه های تکراری در نرم افزار SPSSنسخه 21 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها. میانگین نمره اضطراب در گروه تحت آرام سازی بنسون قبل، یک و دو هفته بعد از مداخله به ترتیب، 42/19 با انحرف معیار 4/85، 43/67 با انحراف معیار 7/55، و 42/12 با انحراف معیار 6/12 بود. یک هفته بعد از مداخله، بین دو گروه از نظر اضطراب آشکار اختلاف معنی دار آماری وجود داشت. میانگین نمره اضطراب آشکار پرستاران در گروه کنترل بیشتر از گروه آزمون بود (0/011=P). همچنین، بعد از دو هفته مداخله، میانگین نمره اضطراب در گروه کنترل بیشتر از گروه تحت آرام سازی بنسون بود (0/0001≥P). در گروه تحت آرام سازی بنسون، میانگین نمره اضطراب، دو هفته بعد از مداخله به طور معنی داری کمتر از میانگین نمره اضطراب قبل از مداخله بود، در صورتی که میانگین نمره اضطراب در گروه کنترل در طول زمان روند افزایشی داشت.
نتیجه گیری. اجرای روش آرام سازی بنسون می تواند موجب کاهش اضطراب پرستاران بخش های مراقبت ویژه شود. پیشنهاد می شود این روش به عنوان بخشی از برنامه های کاهش اضطراب پرستاران توسط مدیران و مسئولین مراکز درمانی مورد توجه قرار گیرد.
ژاله محمد علیها، طاهره نجفی قزلجه، فاطمه آغا حسینی، راهله رحمانی، دوره 5، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
خلاصه
هدف. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر استنشاق توام اسانس اسطوخودوس، بابونه و بهار نارنج بر کاهش علائم حیاتی افراد با سندرم کرونری حاد انجام شد.
زمینه.بالا رفتن نبض، تنفس، و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در افراد با سندرم کرونری حاد سبب وخیم تر شدن حال بیمار می شود و استرس را در وی بالا می برد. استفاده از طب مکمل برای بهبود بیماری ها، با توجه به عوارض کم و هزینه نسبتا پایین، همواره مورد توجه پرستاران بوده است.
روش کار. مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی یک سوکور با گروه کنترل بود که در بیمارستان امام سجاد (ع) شهریار انجام شد. پس از کسب نامه کمیته اخلاق از معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ایران، 75 بیمار با تشخیص سندرم کرونری حاد در محدوده سنی 20 تا 80 سال، پس از امضاء رضایت نامه آگاهانه شرکت در پژوهش، وارد مطالعه شدند. این بیماران با استفاده از تخصیص تصادفی بلوک بندی سه تایی، به سه گروه آزمون، دارونما و کنترل تخصیص داده شدند (25 نفر در هر گروه). در گروه آزمون، بین ساعات 7 تا 8 شب، بر روی یک پد چشمی، دو قطره از رایحه چکانده و از بیمار درخواست می شد که پد را در کف دست در فاصله 5 سانتی متری بینی قرار دهد و 10 بار نفس عمیق بکشد. سپس، همان پد در کنار بالش بیمار تا صبح روز بعد قرار داده شد. در گروه دارونما، همین اقدام با استفاده از آب مقطر انجام شد، و در گروه کنترل اقدامی صورت نگرفت. علائم حیاتی بیماران قبل از مداخله، یک ساعت بعد از مداخله، و هر چهار ساعت تا صبح روز بعد اندازه گیری شد(جمعا شش نوبت). ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه شامل فرم اطلاعات دموگرافیک و ثبت علائم حیاتی بیمار بود که روایی محتوای آن توسط گروهی از اساتید مورد تایید قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با آزمون های کای اسکوئر، تی زوجی و آنالیز واریانس در نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها. سه گروه مطالعه از نظر متغیرهای جمعیت شناختی همگن بودند. مقایسه میانگین تعداد نبض، تنفس، و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک قبل از مداخله نشان داد که تفاوت معنی داری بین سه گروه مورد بررسی وجود ندارد. نتایج نشان داد که استفاده توام از سه رایحه موجب کاهش تعداد نبض، تنفس، فشارخون سیستولیک و فشار خون دیاستولیک در یک، چهار، هشت و دوازده ساعت پس از مداخله در گروه رایحه درمانی نسبت به قبل از مداخله شد.
نتیجه گیری. استفاده از رایحه به عنوان یک روش مکمل در افراد مبتلا به سندرم کرونری حاد می تواند سبب کاهش نبض، تنفس، و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک شود. با توجه به عوارض کم و دسترسی راحت به این رایحه درمانی، این مداخله می تواند توسط پرستاران بخش مراقبت های ویژه یا خانواده بیماران به کار گرفته شود.
طاهره نجفی قزلجه، مهدی نصر اصفهانی، ساناز شریفیان، دوره 6، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
خلاصه
هدف. مطالعه حاضر با هدفمقایسه تاثیر آموزش خودمدیریتی، با و بدون پیگیری تلفنی، و استفاده از شبکه اجتماعی مبتنی بر تلفن همراه بر فشارخون مبتلایان به پرفشاری خون انجام گرفت.
زمینه:با توجه به اینکه پرفشاری خون یکی از مهمترین علل مرگ های قابل پیشگیری در سراسر جهان است، آموزش خودمدیریتی در این بیماران و پیگیری آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
روش کار. این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده با گروه کنترل بود که بر روی 100 بیمار مبتلا به پرفشاری خون اولیه، مراجعه کننده به بیمارستان الزهرای اصفهان که به روش در دسترس انتخاب شده بودند در سال 1395 انجام شد. تخصیص نمونه ها به صورت تصادفی با بلوک های چهارتایی بود و افراد به طور تصادفی به چهار گروه کنترل (آموزش رایج)، آموزش خودمدیریتی بدون پیگیری، آموزش خودمدیریتی با پیگیری تلفنی (آموزش خودمدیریتی همراه با تماس هفتگی برای 6 هفته) و آموزش خودمدیریتی با پیگیری شبکه اجتماعی مبتنی بر تلفن همراه (آموزش خودمدیریتی همراه با ارتباط هفتگی از تلگرام برای 6 هفته) تخصیص یافتند. داده ها از طریق اندازه گیری فشارخون و ثبت آن، قبل از مداخله و 6 هفته بعد از ورود به مطالعه جمع آوری شدند. سپس داده ها با استفاده از آزمون های کای اسکوئر، آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون تعقیبی شفه و آزمون تی زوجی در نرم افزار SPSSویرایش 16 تحلیل شدند.
یافته ها. پس از مداخله، فشارخون گروه های چهارگانه با یکدیگر تفاوت معنادار آماری داشتند (0/0001p≤). براساس آزمون تعقیبی شفه، گروه های آموزش (با و بدون پیگیری) در مقایسه با گروه کنترل از نظر فشارخون اختلاف معنی دار آماری داشتند (0/0001p≤). همچنین، آزمون تعقیبی شفه نشان داد سه گروه آموزش بدون پیگیری و با پیگیری های تلفنی و پیگیری با شبکه اجتماعی (تلگرام) اختلاف معناداری با یکدیگر از نظر میانگین فشارخون سیستول و نیز دیاستول نداشتند.
نتیجه گیری. با توجه به یافته ها، آموزش خودمدیریتی با و بدون پیگیری تلفنی و یا با استفاده از شبکه اجتماعی مبتنی بر تلفن همراه بر تعدیل فشارخون مبتلایان به پرفشاری خون موثر هستند. لذا پرستاران با آموزش جامع به بیمار و در صورت امکان پیگیری می توانند گامی مثبت در جهت بهبود مدیریت فشار خون این بیماران بردارند.
طاهره نجفی قزلجه، مرضیه موسوی، پیمان صابریان، شیما حقانی، دوره 8، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: درد قفسه سینه از شایع ترین مشکلاتی ست که تماس گیرندگان با مرکز فوریت های پزشکی از آن شاکی هستند. سرعت، دقت و هماهنگی در ارائه خدمات توسط دیسپچرهای اورژانس پزشکی به منظور کاهش میزان مرگ و معلولیت ها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.این مطالعه با هدف تعیین عملکرد دیسپچرهای اورژانس پزشکی ۱۱۵ تهران در برخورد با بیماران دارای درد قفسه سینه صورت گرفت .
روش بررسی: این پژوهش مقطعی از نوع توصیفی برروی 397 صوت 80 دیسپچر اورژانس 115 تهران در مورد شکایت اصلی درد قفسه سینه در دی ماه سال 1397 انجام شد. به منظور جمع آوری داده از چک لیست ارزیابی عملکرد دیسپچر استفاده شد. کلیه نمرات حاصله از چک لیست به منظور آنالیز عملکرد وارد جداول آماری و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل در نرم افزار spss نسخه 22 انجام گرفت.
یافته ها: براساس نتایج،کلیه صوت های مورد بررسی وضعیت عملکرد مطلوب دیسپچرها در برخورد با بیماران دارای دردقفسه سینه و رعایت الگوریتم به درستی را نشان داد. میانگین نمره عملکرد دیسپچر اورژانس 115 تهران در بخش مشاوره 66/2 ± 18 بوده و دامنه اعداد آن 9 تا20 است. میانگین نمره عملکرد در سوالات کلیدی 16/2 ± 95/35 و دامنه 28 تا 38 می باشد. میانگین نمره کل عملکرد دیسپچر 57/3 ± 95/53 در دامنه 43 تا 58 است. براساس نتایج، دو مشخصه وضعیت اشتغال (T=2/10 , P=0/039 , df=78) و سنوات خدمتی(T=2/82 , P=0/020 , df=78) با عملکرد دیسپچر در ارزیابی درد قفسه سینه ارتباط معنادار آماری داشت.
نتیجه گیری : رعایت صحیح موارد مطرح شده در چک لیست ارزیابی عملکرد و مشاوره صحیح به بیمار و همراهان ایشان توسط دیسپچرهای 115 منجر به تشخیص بهتر و به موقع بیماران، اعزام سریع تر آمبولانس بر بالین بیمار، آسیب کمتر به بیماران قلبی و در نهایت جلوگیری از مرگ بیماران خواهد شد. این مطالعه بر لزوم استفاده یکسان دیسپچرهای کل کشور از الگوریتم سوالات و به تبع آن برخورد یکسان در سراسر کشور با بیماران تاکید کرده و این امر را جزو لاینفک تریاژ تلفنی می داند. چرا که عملکرد یکسان بر اساس استاندارد کشوری از آسیب به بیماران بر اساس تصمیم گیری اشتباه و سلیقه ای جلوگیری می کند.
ربابه خلیلی، طاهره نجفی قزلجه، علیرضا علیزاده قویدل، حمید حقانی، دوره 8، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر اولترافیلتراسیون به روش ”زیروبالانس“ (Z-Buf) بر گازهای خون شریانی بیماران تحت عمل جراحی بایپس عروق کرونر انجام شد.
زمینه. بایپس قلبی ریوی میتواند باعث عوارضی از قبیل سندرم پاسخ التهابی سیستمیک، آسیب ناشی از خونرسانی مجدد به نواحی ایسکمیک، کاهش برونده قلبی و سایر عوارض شود.
روش کار. این پژوهش، یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده با گروه کنترل بود. تعداد 76 بیمار از بین بیماران تحت عمل جراحی بایپس عروق کرونر به روش نمونه گیری مستمر از اوایل دی 1395 تا پایان خرداد 1396 انتخاب شدند و از طریق گمارش تصادفی (بلوکهای 4 تایی) در گروه آزمون یا کنترل قرار گرفتند. در گروه آزمون، هموفیلتراسیون به سیستم بایپس قلبی ریوی متصل گردید. گازهای خون شریانی شامل درصد اشباع اکسیژن خون شریانی، لاکتات، PH، فشار دی اکسید کربن، فشار سهمی اکسیژن خون شریانی، دیاکسید کربن مجموع، و BE در زمان های قبل از عمل، هر نیم ساعت حین عمل، بلافاصله بعد از عمل و 6 ساعت بعد از ورود به بخش مراقبتهای ویژه اندازه گیری گردیدند. داده ها با آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها. بین دو گروه از نظر تغییرات فشار دی اکسید کربن اختلاف معنی دار آماری مشاهده نشد، اما مقایسه تغییرات سایر پارامترهای گاز خون شریانی بین دو گروه نشان دهنده تفاوت معنی دار آماری بود و این تغییرات در گروه کنترل بیشتر بود.
نتیجه گیری. استفاده از اولترافیلتراسیون به روش ”زیروبالانس“ باعث کاهش تغییرات گازهای خونی شریانی در بیماران تحت بایپس قلبیریوی میگردد. استفاده از این روش توسط جراحان قلب و پرفیوژنیستها در فرآیند بایپس قلبی ریوی ممکن است بتواند از طریق کاهش تغییرات گازهای خونی شریانی باعث کاهش بروز عوارض بالینی در این بیماران شود.
|
|
|
|
|
|