|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای ساری
شیوا خالق پرست، مهناز مایل افشار، زهرا حنیفی، لیلا ساری، معصومه کلایی، بهروز قنبری، دوره 7، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
خلاصه
هدف. این مطالعه با هدف شناسایی موانع موجود در زمینه آموزش به بیمار از دیدگاه پزشکان، بیماران بستری و پرستاران انجام شد.
زمینه. آموزش به بیمار یکی از شاخصهای کیفیت خدمات مراقبتی درمانی است. آموزش به بیمار میتواند منجر به کاهش هزینههای مراقبتهای بهداشتی شود، کیفیت مراقبتها را افزایش دهد و درنهایت به بیمار کمک کند به استقلال و خودکفایی برسد.
روش کار. این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی بود. جامعه پژوهش شامل پزشکان، پرستاران و بیماران بستری در بخشهای مختلف مرکز آموزشی تحقیقاتی درمانی قلب و عروق شهید رجایی بودند. روش نمونه گیری بهصورت طبقهای بود و از هر طبقه، تعدادی نمونه بهطورتصادفی انتخاب شد. نمونهگیری برای جامعه پرستاران و پزشکان نیز صورت پذیرفت. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامههای محققساخته بودند که پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفتند. برای تحلیل آماری دادههای جمعآوریشده از آزمونهای میانگین و آزمون تعقیبی بنفرونی در نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.
یافته ها. از نظر پزشکان بیشترین موانع آموزش به بیماران، مربوط به بیماران و پس از آن، مربوط به پزشکان بود. از نظر پرستاران، بیشترین موانع آموزش به بیمار مربوط به پرستاران بود. از نظر خود بیماران بیشترین موانع آموزش به بیماران مربوط به خود بیماران و پس از آن، به ترتیب، مربوط به پرستاران و پزشکان بود.
نتیجه گیری. با توجه به اهمیت آموزش به بیمار، پیشنهاد میگردد مسئولان با اتخاذ تدابیری همچون جذب تعداد کافی نیروی پرستاری، تهیه بروشور، اختصاص بودجه کافی به امر آموزش، نظارت و تشویق مناسب پرستاران و پزشکان، در اولویت قرار دادن آموزش به عنوان وظیفه روزانه، و فرهنگسازی برای پذیرش آموزش از سوی بیماران، در جهت رفع موانع آموزش به بیمار اقدام کنند.
الهام توکلی، فاطمه گلشنی، آنیتا باغداساریانس، دوره 14، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
خلاصه
هدف. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل علی اضطراب سلامت براساس معنویت با میانجیگری اجتناب شناختی در پرستاران بخشهای مراقبت ویژه انجام شد.
زمینه. اضطراب سلامت به عنوان یکی از چالشهای عمده روانی در محیطهای درمانی، بهویژه در میان پرستاران بخشهای مراقبت ویژه که با فشارهای روانی و عاطفی بالایی مواجه هستند، تاثیرات مخربی بر عملکرد شغلی و سلامت فردی دارد.
روش کار. در این مطالعه توصیفی همبستگی، جامعه آماری شامل تمام پرستاران زن و مرد شاغل در بخشهای مراقبت ویژه شهر تهران (منطقه 3) در بهار و تابستان سال 1403 بود، که از میان آنها، 267 نفر به صورت نمونهگیری سهمیهای غیرتصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامههای اضطراب سلامت سالکوسکیس و همکاران، معنویت پارسیان و دونینگ، و اجتناب شناختی سکستون و داگاس پاسخ دادند. دادهها با روش معادلات ساختاری در نرمافزار آموس نسخه 26 تحلیل شد.
یافته ها. نتایج مدلسازی نشان داد که مدل پیشنهادی، برازش مطلوبی با دادهها دارد و توانسته است ۶۷ درصد از واریانس اضطراب سلامت را در این جامعه تبیین کند. ضریب مسیر معنویت به اجتناب شناختی منفی و معنادار بود (0/001P≤، 0/506-=β) و ضریب مسیر اجتناب شناختی به اضطراب سلامت مثبت و معنادار به دست آمد (0/001P≤، 0/569=β). همچنین، اثر مستقیم معنویت بر اضطراب سلامت منفی و معنادار بود (0/001P≤، 0/367-=β) و اثر غیرمستقیم معنویت بر اضطراب سلامت از طریق اجتناب شناختی برابر با ۰/۲۸۸-=β گزاارش شد. اثر کل معنویت بر اضطراب سلامت نیز منفی و معنادار بود (0/001P≤، 0/655-=β).
نتیجه گیری. معنویت و اجتناب شناختی دو مولفه محوری در تبیین اضطراب سلامت هستند. این نتایج بر اهمیت نقش همزمان منابع معنوی درونی و راهبردهای شناختی در فهم ساختار اضطراب سلامت تاکید دارد و پشتوانهای نظری برای طراحی مداخلات روانشناختی جهت ارتقای سلامت روان در پرستاران بخشهای مراقبت ویژه فراهم میآورد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|